کد خبر: 463589
۰
۰
نسخه چاپی

پشت دیوارهای زندان صهیونیست‌ها چه می‌گذرد؟

به گزارش قم پرس جنگ‌ها معمولاً با نام فرماندهان، عملیات‌ها و پیروزی‌ها در حافظه تاریخ ثبت می‌شوند، اما آنچه روح یک ملت را زنده نگه می‌دارد، روایت انسان‌هایی است که در دل همین نبردها زندگی کرده‌اند؛ کسانی که بی‌آنکه نامشان بر سر زبان‌ها باشد، بار سنگین مقاومت را بر دوش کشیده‌اند. کتاب «خرابکار ۵۰۱۷» نوشته سلام مزرعانی از همین جنس آثار است؛ ناداستانی مستند که با تکیه بر خاطرات علی حجازی، یکی از نیروهای مقاومت لبنان، تصویری زنده از زندگی، مبارزه، اسارت و ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی ارائه می‌کند.

این کتاب تنها روایت چند سال حضور یک رزمنده در میدان نبرد نیست؛ بلکه زندگی مردی را از نخستین سال‌های کودکی تا دوران اسارت دنبال می‌کند و نشان می‌دهد چگونه حوادث تلخ تاریخ، انسان‌های معمولی را به قهرمانان مقاومت تبدیل می‌کند. «خرابکار ۵۰۱۷» با روایت اول‌شخص نوشته شده و همین ویژگی باعث شده مخاطب خود را در متن وقایع احساس کند؛ گویی راوی روبه‌رویش نشسته و خاطراتش را بی‌واسطه تعریف می‌کند.

از روستای دبین تا آغاز یک سرنوشت متفاوت

داستان از روستای دبین در جنوب لبنان آغاز می‌شود؛ جایی که علی حجازی دوران کودکی خود را در میان خانواده‌ای ساده و زحمتکش سپری می‌کند. نویسنده با حوصله فضای روستا، روابط خانوادگی، بازی‌های کودکانه، مدرسه، همسایه‌ها و سبک زندگی مردم لبنان را ترسیم می‌کند؛ فضایی که هنوز آتش جنگ همه چیز را در خود نسوزانده است.

اما این آرامش چندان دوام نمی‌آورد. با گسترش درگیری‌ها و حملات رژیم صهیونیستی، زندگی خانواده حجازی نیز دگرگون می‌شود. مهاجرت، ناامنی و از دست دادن عزیزان، نخستین زخم‌هایی هستند که بر روح نوجوان داستان می‌نشینند. شهادت مادر و خواهر علی، نقطه عطف مهمی در زندگی اوست؛ حادثه‌ای که کودکی را از او می‌گیرد و مسئولیت خانواده را بر دوشش می‌گذارد.

از همین جاست که کتاب، از یک خاطره خانوادگی فراتر می‌رود و به روایتی از جامعه لبنان تبدیل می‌شود؛ جامعه‌ای که سال‌ها زیر سایه جنگ، اشغال و ناامنی زندگی کرده است.

وقتی زندگی، دانشگاه مقاومت می‌شود

یکی از ویژگی‌های مهم «خرابکار ۵۰۱۷» این است که مقاومت را تنها در میدان نبرد تعریف نمی‌کند. علی حجازی پیش از آنکه اسلحه به دست بگیرد، کارگر، مکانیک، برقکار خودرو و مهاجر است. او برای تأمین هزینه‌های زندگی خانواده، بارها شغل عوض می‌کند و حتی مدتی برای کار راهی عمان می‌شود.

نویسنده با پرداختن به این بخش از زندگی قهرمان داستان، نشان می‌دهد مقاومت از دل زندگی روزمره شکل می‌گیرد؛ از دل سختی‌ها، فقر، مسئولیت‌پذیری و تلاش برای حفظ خانواده.

در ادامه، ازدواج علی با دخترخاله‌اش، تشکیل خانواده و آرزوی داشتن زندگی آرام نیز روایت می‌شود؛ آرزویی که با ادامه اشغال لبنان بار دیگر رنگ می‌بازد و او را به مسیر دیگری می‌کشاند.

تولد یک مبارز در دل اشغال

اشغال جنوب لبنان توسط رژیم صهیونیستی، نقطه آغاز فصل تازه‌ای از زندگی علی حجازی است. او که سال‌ها شاهد ظلم، آوارگی و شهادت هم‌وطنانش بوده، به‌تدریج به نیروهای مقاومت نزدیک می‌شود.

کتاب در این بخش، روند شکل‌گیری مقاومت اسلامی لبنان را نیز به تصویر می‌کشد. نویسنده بدون آنکه روایت را به گزارش تاریخی تبدیل کند، نشان می‌دهد چگونه جوانان لبنانی، یکی پس از دیگری تصمیم گرفتند در برابر اشغال بایستند.

علی ابتدا در بخش‌های شناسایی، انتقال اطلاعات و مأموریت‌های پشتیبانی فعالیت می‌کند و به مرور وارد مأموریت‌های حساس‌تر می‌شود. این روند، طبیعی و باورپذیر روایت شده و مخاطب احساس نمی‌کند با قهرمانی افسانه‌ای روبه‌روست؛ بلکه انسانی عادی را می‌بیند که شرایط زمانه از او یک مبارز ساخته است.

اگرچه کتاب بر اساس خاطرات علی حجازی نوشته شده، اما نویسنده تلاش کرده آن را به سندی اجتماعی و تاریخی نیز تبدیل کند. در خلال روایت، مخاطب با تحولات سیاسی لبنان، اشغال جنوب این کشور، شکل‌گیری هسته‌های مقاومت، تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جریان‌های مقاومت منطقه و وضعیت مردم لبنان در دهه‌های گذشته آشنا می‌شود.

این اطلاعات هرگز به شکل مستقیم و آموزشی ارائه نمی‌شوند؛ بلکه در دل زندگی شخصیت‌ها جریان دارند و همین مسئله باعث شده کتاب ریتم داستانی خود را حفظ کند.

سلام مزرعانی همچنین از توصیف روابط خانوادگی، عشق، فقدان، دلتنگی و امید غافل نمی‌شود. به همین دلیل «خرابکار ۵۰۱۷» تنها روایت جنگ نیست؛ بلکه روایت انسان‌هایی است که زیر سایه جنگ تلاش می‌کنند زندگی عادی خود را حفظ کنند.

وقتی نام انسان را با یک عدد عوض می‌کنند

مهم‌ترین و تأثیرگذارترین بخش کتاب «خرابکار ۵۰۱۷» از جایی آغاز می‌شود که علی حجازی به اسارت نیروهای رژیم صهیونیستی درمی‌آید. از اینجا به بعد، روایت دیگر تنها خاطرات یک رزمنده نیست؛ بلکه سندی از زندگی صدها اسیر لبنانی است که سال‌ها در زندان‌های رژیم اشغالگر، دور از خانواده و در سخت‌ترین شرایط جسمی و روحی زندگی کردند.

عنوان کتاب نیز از همین بخش زندگی علی حجازی گرفته شده است. «خرابکار ۵۰۱۷» شماره‌ای است که زندانبانان برای او انتخاب می‌کنند؛ تلاشی برای آنکه هویت، نام و شخصیت یک انسان را پشت چند رقم پنهان کنند. اما کتاب نشان می‌دهد که اگرچه اسیر می‌تواند شماره زندان داشته باشد، اما ایمان، هویت و آرمانش هیچ‌گاه به یک عدد تقلیل پیدا نمی‌کند.

همین انتخاب عنوان، یکی از هوشمندانه‌ترین ویژگی‌های اثر است؛ عنوانی که از همان ابتدا مخاطب را با جهان تلخ اسارت روبه‌رو می‌کند.

بخش قابل توجهی از کتاب به روزهای زندان اختصاص دارد؛ اما نویسنده تلاش نکرده صرفاً فهرستی از شکنجه‌ها و خشونت‌ها ارائه دهد. سلام مزرعانی، از خلال روایت علی حجازی، فضای زندان را با تمام جزئیاتش بازسازی می‌کند؛ از سلول‌های انفرادی و بازجویی‌های طولانی گرفته تا محرومیت از درمان، غذای نامناسب، سرمای طاقت‌فرسا، تحقیر زندانیان و فشارهای روانی مستمر. با این حال، آنچه بیش از شکنجه‌ها در ذهن خواننده باقی می‌ماند، مقاومت اسیران است.

در بخش‌هایی از کتاب، از زندانیانی یاد می‌شود که زیر شکنجه به شهادت رسیدند یا بر اثر بی‌توجهی مسئولان زندان جان باختند؛ کسانی که مرگشان زمینه‌ساز اعتراض‌های گسترده اسرا شد و به بهبود نسبی شرایط زندان انجامید.

نویسنده با ذکر این خاطرات، نشان می‌دهد که حتی در زندان نیز مقاومت متوقف نمی‌شود. اعتصاب غذا، تحصن، همبستگی میان اسرا و ایستادگی در برابر زندانبانان، بخش مهمی از روایت را تشکیل می‌دهد.

خانواده؛ نقطه امید در تاریک‌ترین روزها

اگر جنگ یک ضلع مهم این کتاب است، خانواده ضلع دیگر آن محسوب می‌شود. علی حجازی در طول سال‌های اسارت، بیش از هر چیز به همسر، فرزندان، پدر، خواهران و برادرانش فکر می‌کند. نویسنده بارها نشان می‌دهد که چگونه همین دلبستگی‌های خانوادگی، مانع فروپاشی روحی اسیران می‌شود.

یکی از تأثیرگذارترین صحنه‌های کتاب، دیدار علی با فرزند خردسالش است؛ کودکی که پدرش را نمی‌شناسد و تنها نام او را شنیده است. این صحنه، بدون اغراق و شعار، عمق فاجعه جنگ را به تصویر می‌کشد؛ جنگی که نه فقط رزمندگان، بلکه خانواده‌های آنان را نیز سال‌ها درگیر خود می‌کند.

در این بخش، مخاطب درمی‌یابد که اسارت تنها محدود به دیوارهای زندان نیست؛ خانواده اسیر نیز بیرون از زندان، سال‌ها با رنج انتظار زندگی می‌کند.

مقاومت؛ روایتی انسانی، نه صرفاً نظامی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «خرابکار ۵۰۱۷» این است که مقاومت را تنها در عملیات‌های نظامی خلاصه نمی‌کند. در این کتاب، مقاومت گاهی در سکوت یک اسیر معنا پیدا می‌کند، گاهی در تحمل شکنجه، گاهی در حفظ امید، گاهی در لبخند زدن به هم‌بندی‌ها و گاهی در نپذیرفتن خواسته بازجو.

به همین دلیل، اثر بیش از آنکه کتابی درباره جنگ باشد، کتابی درباره کرامت انسانی است. نویسنده تلاش می‌کند نشان دهد انسان حتی در سخت‌ترین شرایط نیز می‌تواند بر ارزش‌های خود پایبند بماند و اجازه ندهد دشمن شخصیت و هویتش را از او بگیرد.

«خرابکار ۵۰۱۷»؛ سندی برای فراموش نشدن تاریخ

«خرابکار ۵۰۱۷» فقط زندگی‌نامه یک رزمنده یا خاطرات یک اسیر نیست؛ بلکه روایتی از نسلی است که جنگ، اشغال و مقاومت را با تمام وجود تجربه کرده است.

ارزش اصلی کتاب در این است که تاریخ را از نگاه کسی روایت می‌کند که خود در متن حوادث حضور داشته است. خواننده در این اثر با یک قهرمان دست‌نیافتنی روبه‌رو نیست، بلکه انسانی را می‌بیند که کودکی کرده، رنج کشیده، عاشق شده، خانواده تشکیل داده، اسیر شده و با وجود همه سختی‌ها، امیدش را از دست نداده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

پنج دقیقه با کندی گذشت. علی درحالی‌که نگاهش به خانواده‌هایی بود که وارد می‌شدند، احساس کرد به اندازه یک عمر اشتیاق در وجودش جاری شده است. نفس عمیقی کشید و دستانش را با سنگینی، رو به پایین انداخت. بچه کم‌سن‌وسالی توجهش را جلب کرد. موهایش طلایی بود، صورت گردی داشت، چشمان سبزش می‌درخشید، سنش از پنج سال فراتر نمی‌رفت، تنها بود و نگاهش میان اسیران می‌گشت؛

عموجان، اسمت چیست؟ چه کسی را می‌خواهی عزیزم؟

قبل از آنکه پسربچه به او برسد، علی با این سؤال غافلگیرش کرد.

من بابایم را می‌خواهم. اسم بابایت چیست؟

علی.

تو اسمت چیست؟

احمد.

احمد! احمد چی؟ بچه سکوت کرد و جوابی نداد.

از کدام خانواده‌ای؟

احمد حجازی.

خون در رگ‌های علی از حرکت بازایستاد و نزدیک بود از هوش برود!

کتاب «خرابکار ۵۰۱۷» نوشته سلام مزرعانی با ترجمه کریم اسدی اصل در ۲۱۸صفحه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

دبیرسرویس: #میثم_عربی

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید