، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی: صنایع دستی ایران، میان دو نگاه متفاوت قرار گرفته است؛ یک نگاه معتقد است اصالت این آثار در حفظ همان نقوش و شیوههای سنتی است و هرگونه تغییر در طراحی، هویت تاریخی آنها را از بین میبرد و گروهی دیگر معتقدند که اگر صنایع دستی نتواند خود را با سلیقه مخاطب امروز و بازار جهانی هماهنگ کند، به تدریج از دایره انتخاب نسل جوان و حتی خریداران خارجی کنار خواهد رفت. این اختلاف نظر، همزمان با تغییر سبک زندگی، گسترش بازارهای آنلاین و رقابت صنایع دستی کشورهای مختلف، بیشتر از گذشته مورد توجه هنرمندان و فعالان این حوزه قرار گرفته است.
در میان رشتههای مختلف صنایع دستی، قلمزنی نیز از این بحث خارج نیست. هنری که تاریخ و پیشینه آن به هزاران سال قبل برمیگردد و طی قرنها با نقوشی مانند گل و مرغ، شکارگاه، مجالس بزم و دیگر طرحهای الهامگرفته از نگارگری ایرانی شناخته شده است. با این حال، برخی از هنرمندان امروزی معتقدند حفظ تکنیک اصیل قلمزنی الزاماً به معنای تکرار همیشگی همان نقوش سنتی نیست و میتوان با حفظ شیوه اجرای ایرانی، از طرحها و ایدههای جدید نیز استفاده کرد.
موافقان این رویکرد میگویند چنین تغییراتی میتواند به جذب مخاطبان جوانتر و افزایش جذابیت صنایع دستی برای گردشگران خارجی کمک کند. در مقابل، منتقدان معتقدند فاصله گرفتن از نقوش سنتی، هویت تاریخی این هنر را تحت تأثیر قرار میدهد. برسام قهرمانینیک، از هنرمندان فعال حوزه قلمزنی، از جمله کسانی است که طی سالهای اخیر تجربه استفاده از نقوش مدرن را در آثار خود داشته است. او معتقد است اصالت قلمزنی بیش از آنکه به طرح وابسته باشد، در تکنیک و شیوه اجرا هنرمند وجود دارد. در گفتوگوی پیشرو، درباره تجربه او در این مسیر و دیدگاهش نسبت به بهروز شدن صنایع دستی و حفظ اصالت این هنر گفتوگو کردهایم:
ابتدا از خودتان بگویید و بفرمایید فعالیت شما در حوزه قلمزنی چگونه آغاز شد؟
برسام قهرمانینیک هستم و تقریبا ۱۵ سال است که در این حوزه فعالیت میکنم. البته پدرم، حسین قهرمانینیک، نزدیک به ۳۰ سال است که در زمینه صنایع دستی فعالیت دارند. ما عمدتا صنایع دستی به سبک اصفهان تولید میکنیم، به طور ویژه کار قلمزنی و اجرای نقوش کلکسیونی و سبکهای کلکسیونی. در کنار آن کارهای فیروزهکوبی، الماستراش، خاتم و موارد مشابه را تولید میکنیم. ما عمدتاً با فلزاتی مانند نقره، مس و برنج کار میکنیم. تولید آثار قلمزنی از صفر تا صد، حتی طراحی آنها با خودمان است. همچنین تمامی سبکهای مختلف از جمله ریزقلم، برجسته و سایر سبکها بر پایه طراحیهای اختصاصی خودمان اجرا میشوند.
در حوزه صنایع دستی، این بحث مطرح است که برای پاسخگویی به ذائقه مخاطبان نسل جوان و گسترش حضور در بازارهای جهانی، بهتر است که طرحهای سنتی صنایع دستی مدرنسازی و بهروز شوند. نظر شما نسبت به این مسئله چیست؟ آیا این تغییر رویکرد، به اصالت و هویت این آثار آسیبی وارد میکند؟
ببینید، ماهیت این کاری که در حال اجراست، تماماً ایرانی و اصیل است. برای مثال، قدیمیترین نمونههای مشابه این هنر، جامهای طلایی هستند در تپههای باستانی پیدا شده و قدمت آنها به بیش از ۵ هزار سال پیش بازمیگردد. این یک هنر کاملا ایرانی است. اگر ما نقوشی را که ماهیت ایرانی ندارند در این آثار اجرا کنیم، شاید از حالت سنتی صرف فاصله بگیرد، اما از نظر من این به معنای آسیب به اصالت نیست. یک نوع مدرنیته است؛ به این معنا که همان تکنیک اصیل ایرانی را حفظ میکنید اما نقوش آن را از الگوهای روز و جهان مدرن وام میگیرید. از نظر من، این تغییر در نقوش، ماهیت و اصالت کار را تغییر نمیدهد.

شما در آثار خود این نگاه را چگونه اجرا کردهاید؟ آیا طرحهای سنتی را به کار میبرید یا طرحهای مدرن را وارد آثار خود کردهاید؟
تا پیش از این، هر کاری در حوزه قلمزنی تولید میشد، عمدتا نقوش سنتی ایرانی بود؛ یعنی طرحها از مینیاتور و نگارگری ایرانی وام گرفته میشدند؛ مواردی مثل طرحهای گل و مرغ ایرانی یا صحنههای بزم که در آنها پیکرههای انسانی وجود داشتند. ما در حال حاضر به دنبال رویکردی متفاوت و تلفیقی هستیم تا از تکرار مداوم طرحهای قدیمی جلوگیری کنیم. برای مثال ما از طرحهای گلهای رئال که در نقاشیهای غربی وجود دارد، در آثار خودمان استفاده کردیم. ما این گلهای فرنگی را بر آثار قلمزنی که هنری 5 هزارساله و اصیل است اجرا کردیم؛ ما طرح را کمی تغییر دادیم تا با ماهیت اجرای روی فلز سازگار شود و در نهایت آن را ایرانیزه کردیم.
نمونه دیگر، استفاده از نقاشیهای کلاسیک فرانسوی است. این آثار نقوش متنوع و مختلفی دارند؛ مثلا کشیدن فرشتهها با ویژگیهای انسانی یا فرشتههایی در ابعاد کودک هستند. ما چند مورد از این طرحها را انتخاب کرده و با تکنیک قلمزنی روی فلز اجرا کردیم. درواقع ما با آوردن این طرحهای جهانی به بستر قلمزنی، آنها را با روح و اصالت ایرانی پیوند زدیم تا اثری جدید تولید کنیم.
واکنش بازار به این آثار چگونه بود؟ آیا مخاطبان ایرانی، گردشگران خارجی و بهویژه نسل جوان از این طرحهای متفاوت استقبال کردند؟
این طرحهای جدید مخاطبان خاص خود را داشتند و با استقبال خوبی روبرو شدند. توریستهای خارجی خیلی به وجد میآمدند، چرا که اثری ایرانی را میدیدند که برایشان تازگی داشت، اما با نقشی آشنا. ایرانیها نیز استقبال زیادی از طرح گلهای فرنگی نشان دادند. دلیل این استقبال، خاص بودن و بدیع بودن آن بود؛ چیزی که پیش از این در هنر قلمزنی کمتر دیده شده بود. همیشه نقوش سنتی بوده، اما این طرحهای جدید به خصوص مورد توجه مخاطبان جوانتر قرار گرفتند، زیرا سبکی نو و متفاوت بود.
آثار طراحی سنتی و قدیمی نیز مخاطب قشر جوان را داشتند، اما نه به آن شکلی که انتظار میرفت. این هنر تا مدتی در خطر از دست رفتن و تبدیل شدن به یک هنر مرده قرار داشت. اما خوشبختانه در سه تا پنج سال اخیر، شاهد روی آوردن بسیاری از جوانان به این هنر بودیم. فارغ از این نقوش جدیدی که اجرا شده است، نسبت به ده سال گذشته، جوانان استقبال بیشتری از آثار سنتی نشان میدهند و این آثار بیش از پیش مورد پسند آنها قرار گرفته است.

با وجود این استقبال، چرا هنوز بسیاری از هنرمندان قلمزن به سمت چنین تجربههایی نمیروند؟
متاسفانه، تعداد کمی از همصنفیهایمان این رویکرد را در پیش گرفتند. یکی از دلایل آن این است که برخی اساتید به حوزههای جدید ورود پیدا نمیکنند. به عنوان مثال، استادی که در زمینه طراحی سنتی تبحر دارد، ممکن است به سمت یادگیری نقاشی اروپایی و اجرای آن در کارهای خود نرود. در حالی که در هر سنی با وجود استادی در زمینه کاری خود، میتوان از آموزشهای جدید برای ارتقای کار استفاده کرد. میتوان از نقاشیهای غربی الهام گرفت، ایدههایی را وام گرفت و آنها را متناسب با کار خود بازطراحی کرد. اما متاسفانه این کار را انجام نمیدهند. عدهای بیش از حد به سنت وابسته هستند و فکر میکنند اصالت کار تنها در نقوش کاملا سنتی است. در حالی که این هنر با هر نقشی اصالت خود را حفظ میکند و از بین نمیرود.
این سبک محصولات را نمیشود مثل کارهای فیروزهکوبی و غیره، با تعداد بالا تولید کرد؛ چون فرآیند طراحی و اجرای آنها طول میکشد و این کارها یک جورهایی جنبه کلکسیونی پیدا میکنند، بنابراین تعداد تولیدشان خیلی پایین میآید. اما معمولاً به محض اینکه تمام میشوند، یا حتی قبل از آن، مشتریان سفارش میدهند. این آثار حتی سریعتر از طرحهای سنتی فروش میروند. حتی در برخی کارهایمان از طرحهای سنتی کشورهای دیگه هم استفاده کردیم؛ مثلا چند مورد از آثار را با الهام از بازارهای قدیمی مراکش اجرا کردیم که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. وقتی میشود از آنها ایده گرفت و در نسخهای ایرانی اجرا کرد، چرا نباید این کار را انجام داد؟
در حال حاضر مهمترین مشکلات فعالان حوزه صنایع دستی چیست؟
بازار صنایع دستی، بازاری توریستمحور است و بقای آن به حضور گردشگردان وابسته است. متاسفانه، کاهش چشمگیر گردشگردان در حال حاضر، آسیب جدی به این صنف وارد کرده است. اگر فضایی فراهم شود که گردشگران بیشتری جذب شوند و اماکن فرهنگی و باستانی مانند نقش جهان اصفهان، بازار قزوین، عودلاجان تهران و سایر اماکن معرفی شوند، کمک زیادی به رشد صنایع دستی نیز خواهد شد. چرا که محصولات صنایع دستی که خلق میشود ارزش بسیار بالایی دارند و گردشگران از آنها استقبال خواهند کرد.
از سوی دیگر، افزایش قیمت مواد اولیه یعنی فلزات، تاثیر زیادی بر کار ما گذاشته است. شاید بتوان گفت دلیل اصلی عدم گرایش افراد به این هنر، قیمت بالای محصولات است. به عنوان مثال نقره که چند سال پیش کیلویی حدود 6 تا 7 میلیون تومان بود، اکنون به کیلویی 42 میلیون تومان رسیده است. همین وضعیت برای فلز مس نیز وجود دارد؛ فلزی که قبلا کیلویی 30 تا 40 هزار تومان بود حالا به کیلویی3 تا 4 میلیون تومان رسیده است. این افزایش قیمتها، به طور طبیعی بر قیمت نهایی محصول اثر میگذارد و باعث کاهش تقاضا میشود.
دبیرسرویس: #میثم_عربی
قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.













دیدگاه