کد خبر: 463647
۰
۰
نسخه چاپی

سایه‌های کنار، روایت مردی است که پشت خاکریزها جنگید

، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: وقتی از دفاع مقدس سخن به میان می‌آید، ذهن بسیاری از ما به سوی رزمندگانی می‌رود که در خط مقدم جبهه‌ها جنگیدند؛ اما روایت جنگ تنها به سنگرها و میدان‌های نبرد محدود نمی‌شود. پشت هر عملیات، هزاران انسان گمنام حضور داشتند که در شهرها، بیمارستان‌ها، مساجد و مراکز پشتیبانی، بی‌وقفه برای پیروزی و خدمت تلاش می‌کردند. ثبت خاطرات این افراد، تصویری کامل‌تر از آن روزهای سرنوشت‌ساز پیش روی مخاطب قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که دفاع مقدس، حاصل همدلی و مشارکت یک ملت بود. کتاب «سایه‌های کنار» نیز از همین زاویه به تاریخ نگاه می‌کند.

این اثر، مجموعه خاطرات حسین پورجلالی، یکی از چهره‌های مردمی و اثرگذار اندیمشک را روایت می‌کند؛ مردی که از کودکی با بیماری فلج اطفال دست‌وپنجه نرم کرد، اما هیچ‌گاه اجازه نداد محدودیت جسمی، مانعی برای فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی او باشد. او با تلاش و پشتکار به یکی از کشتی‌گیران شناخته‌شده شهرش تبدیل شد و در سال‌های دفاع مقدس، هرچند امکان حضور در خط مقدم را پیدا نکرد، اما با ساخت مسجد مصطفی خمینی، راه‌اندازی گروه امداد مردمی و خدمت‌رسانی به مجروحان در بیمارستان‌ها، سهمی ماندگار در پشتیبانی جنگ ایفا کرد. پس از پایان جنگ نیز فعالیت‌هایش ادامه یافت و با هدایت هیأت کشتی اندیمشک و تربیت ورزشکاران جوان، نقش مهمی در تبدیل این شهر به یکی از قطب‌های کشتی کشور داشت.

به بهانه انتشار این کتاب از سوی انتشارات روایت فتح، با محمدحمید ذوالفقاری، نویسنده «سایه‌های کنار»، درباره شکل‌گیری این اثر، ویژگی‌های شخصیت حسین پورجلالی و اهمیت روایت نقش مردم در پشت‌جبهه به گفت‌وگو پرداختیم.

* در سال‌های اخیر بخش عمده خاطرات دفاع مقدس به رزمندگان خط مقدم اختصاص داشته است. چه شد که تصمیم گرفتید به سراغ روایت کسی بروید که سهمش از جنگ، «پشت جبهه» بود؟

دفاع مقدس فقط در خط مقدم اتفاق نیفتاد. اگر بخواهیم تصویر کاملی از آن دوره ارائه دهیم، باید روایت کسانی را هم بشنویم که در پشت جبهه بار بزرگی از جنگ را بر دوش کشیدند. مردم اندیمشک در این جنگ تحمیلی بصورت مستقیم و غیرمستقیم نقش مهم و برجسته‌ای داشته‌اند.

این مردم در طول جنگ تحمیلی میزبان رزمندگان بوده‌اند و علاوه بر آن نیز جوانان اندیمشکی با حضور در جهبه‌های حق علیه باطل جان افشانی کرده‌اند.

در هر کوچه و خیابان این شهر، مردان و زنانی گمنام وجود دارد که در دفاع مقدس خدماتی ارائه داده‌اند. حسین پورجلالی یکی از همان آدم‌هاست؛ کسی که شاید اسلحه به دست نگرفت، اما با تمام توان در خدمت مردم و جبهه بود. احساس کردم این بخش از تاریخ کمتر روایت شده و پرداختن به آن می‌تواند تصویری کامل‌تر و واقعی‌تر از مقاومت مردم ارائه دهد.

* حسین پورجلالی به دلیل معلولیت امکان حضور در خط مقدم را نداشت، اما کتاب نشان می‌دهد مفهوم «رزم» می‌تواند تعریفی فراتر از حضور در میدان نبرد داشته باشد. هدف شما از بازتعریف این مفهوم چه بود؟

واقعیت این است که جنگ فقط در سنگر و میدان نبرد معنا پیدا نمی‌کند. هر کسی که در آن شرایط سخت، مسئولیتی را پذیرفت و برای حفظ جان مردم، پشتیبانی جبهه یا استمرار زندگی ایستادگی کرد، به نوعی در حال رزم بوده است. این کتاب می‌خواهد نشان دهد ارزش انسان‌ها به محل حضورشان نیست، بلکه به میزان مسئولیت‌پذیری و ایثارشان است. حسین پورجلالی نمونه‌ای از همین نگاه است.

* در کتاب، معلولیت شخصیت اصلی هرگز به نقطه ضعف تبدیل نمی‌شود و بیشتر به بخشی از هویت او بدل شده است. هنگام روایت، چگونه مراقب بودید که کتاب به سمت ترحم یا قهرمان‌سازی اغراق‌آمیز نرود؟

مهم‌ترین اصل برای من، وفاداری به واقعیت بود. نه می‌خواستم مخاطب نسبت به شخصیت احساس ترحم کند و نه قصد داشتم تصویری فرا انسانی از او بسازم. در این کتاب، حسین پورجلالی مثل هر انسان دیگری نقاط قوت و ضعف، دغدغه‌ها و محدودیت‌های خودش را دارد. معلولیت او بخشی از زندگی‌اش است، نه تمام هویت او. تلاش کردم شخصیتش را همان‌گونه که است روایت کنم و قضاوت را به مخاطب بسپارم.

«سایه‌های کنار»، روایت مردی است که پشت خاکریزها جنگید

*عنوان «سایه‌های کنار» از یک تصویر تلخ و ماندگار در کتاب گرفته شده است. چرا این تصویر را به عنوان نام اثر انتخاب کردید و این درخت «کنار» در روایت شما چه کارکردی فراتر از یک عنصر طبیعی دارد؟

در این کتاب، درخت کُنار فقط یک عنصر طبیعی نیست به نوعی نماد استقامت، پایداری و شاهد صحنه‌هایی تلخ جنگ است. حسین پورجلالی برایم همانند درخت کُنار است. فعالیت‌هایش در عرصه‌های مختلف از کشتی گرفته تا امدادگری در بیمارستان و خدمت در سردخانه و تطهیر شهدا همگی مانند سایه‌هایی هستند که از این درخت سر برمی‌آورند. او زندگیش سراسر نیکی و خدمت بوده و اکنون بازتاب این خدمات را در دل و جان اطرافیانش می‌بینیم همانند سایه‌ای که به طرف درخت برمی‌گردد.

به همین دلیل احساس کردم، عنوان «سایه‌های کُنار» می‌تواند بخوبی خدمات ارزنده حسین پورجلالی را نمایان کند.

*هنگام تدوین خاطرات، آیا با روایت‌هایی مواجه شدید که به دلیل نبود سند یا تعارض با دیگر خاطرات، از کتاب کنار گذاشته شوند؟ معیار شما برای انتخاب خاطرات چه بود؟

طبیعی است که در تاریخ شفاهی با تفاوت روایت‌ها یا برخی ابهام‌ها روبه‌رو شویم. هرجا امکان راستی‌آزمایی وجود داشت، از اسناد، مصاحبه با افراد دیگر و تطبیق روایت‌ها استفاده کردم. در مواردی که اطمینان کافی به صحت یک خاطره وجود نداشت یا ارتباط مستقیمی با خط اصلی روایت نداشت، ترجیح دادم آن را وارد کتاب نکنم. برای من، اعتبار روایت مهم‌تر از جذابیت آن بود.

آقای پورجلالی، رئیس هئیت کشتی اندیمشک بوده است و خدمات ارزنده‌ای در این زمینه ارائه کرده‌اند. در زمان مسئولیت ایشان، اندیمشک به عنوان مهد کشتی فرنگی ایران و خوزستان معرفی شد اما متاسفانه این خاطرات در این کتاب بیان نشده است.

*در این کتاب، قهرمان نه فرمانده است و نه رزمنده خط مقدم، بلکه یک نیروی مردمی است. آیا معتقدید ادبیات پایداری هنوز به اندازه کافی به این قهرمانان گمنام نپرداخته است؟

به نظرم هنوز جای کار زیادی وجود دارد. ادبیات دفاع مقدس ظرفیت بسیار گسترده‌ای دارد و زندگی نیروهای مردمی، امدادگران، رانندگان، خانواده‌ها و بسیاری از افراد گمنام، سرشار از روایت‌های ارزشمند است. اگر این خاطرات ثبت نشوند، بخشی از حافظه تاریخی ما از بین خواهد رفت. «سایه‌های کُنار» هم تلاشی کوچک برای دیده شدن همین قهرمانان کمتر روایت‌شده است.

*نسل جوان امروز شاید اندیمشک را فقط با نامش بشناسد. فکر می‌کنید «سایه‌های کنار» تا چه اندازه می‌تواند حافظه تاریخی یک شهر را به مخاطب امروز منتقل کند؟

اندیمشک فقط یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ شهری است که در سال‌های جنگ نقش مهمی در پشتیبانی جبهه و تحمل سختی‌ها داشته و زخم‌های زیادی از جنگ تحمیلی بر پیکرش وارد شده‌است. در کتاب سایه‌های کُنار تلاش کردم فضای شهر، زندگی مردم، نگرانی‌ها، امیدها و روزمرگی‌های آن دوران در روایت زنده باشد تا مخاطب، علاوه بر زندگی یک فرد، با بخشی از تاریخ اجتماعی اندیمشک نیز آشنا شود.

*در «سایه‌های کنار»، جنگ از زاویه کسی روایت می‌شود که اسلحه به دست نگرفت، اما در متن مقاومت حضور داشت. آیا می‌توان گفت این کتاب تلاشی است برای گسترش تعریف «قهرمان دفاع مقدس» و خارج کردن آن از انحصار خط مقدم؟

قهرمان دفاع مقدس فقط کسی نیست که در میدان نبرد جنگیده باشد. هر انسانی که در آن شرایط دشوار، مسئولیت خود را با ایثار و تعهد انجام داده، بخشی از این حماسه است. این کتاب می‌خواهد یادآوری کند که مقاومت، مجموعه‌ای از تلاش‌های آشکار و پنهان هزاران انسان عادی بوده است؛ انسان‌هایی که شاید نامشان کمتر شنیده شده، اما نقششان انکارناپذیر است.

*کتاب «سایه‌های کنار» در قالب طرح «مراعات یکدیگر» منتشر شده و شما بخشی از حق‌التألیف خود را برای کاهش قیمت کتاب به ناشر واگذار کرده‌اید. چه چیزی باعث شد چنین تصمیمی بگیرید؟ در شرایطی که گرانی کتاب یکی از مهم‌ترین موانع مطالعه است، فکر می‌کنید این مدل همکاری میان نویسنده و ناشر تا چه اندازه می‌تواند به دسترسی بیشتر مخاطبان به کتاب کمک کند؟

هدف اصلی از نوشتن این کتاب، دیده شدن و خوانده شدن آن بود. اگر قیمت کتاب مانعی برای رسیدن آن به مخاطب باشد، بخشی از این هدف محقق نمی‌شد.
و از طرفی در شرایطی که دشمن با فشارهای اقتصادی و روانی به مردم ایران فشار وارد می‌کند، خواستم در کنار مردم بمانم و احساس کردم می‌توانم سهم کوچکی در کاهش قیمت کتاب داشته باشم تا افراد بیشتری امکان تهیه آن را پیدا کنند. طرح «مراعات یکدیگر» از این جهت ارزشمند است که نویسنده، ناشر و مخاطب را در یک مسیر مشترک قرار می‌دهد. اگر چنین الگوهایی گسترش پیدا کند و با حمایت نهادهای فرهنگی همراه شود، می‌تواند بخشی از مشکل دسترسی به کتاب را کاهش دهد و فرهنگ مطالعه را تقویت کند.

دبیرسرویس: #میثم_عربی

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید