به گزارش قم پرس نشست رونمایی از قرآن زعفرانی، به عنوان کهنترین نسخه کامل و مورخ قرآن کریم با ترجمه فارسی، روز سهشنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ در سالن حکمت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
در این مراسم که با مشارکت سازمان اسناد و کتابخانه ملی و همکاری نشر فرهنگ سیادت برگزار شد، چهرههایی همچون علیاشرف صادقی، سیدمحمد عمادی حائری و احمد مسجدجامعی به ایراد سخن پرداختند و پیام تصویری محمدجعفر یاحقی نیز پخش شد. همچنین محمدرضا امیرخانی (ریاست سازمان کتابخانه ملی)، رضا شهرابی (معاونت کتابخانه ملی)، محمدحسین ساکت، علی بهرامیان، رائد فریدزاده، هومن یوسفدهی و جمعی از علاقهمندان فرهنگ و ادب و نسخههای خطی در این جلسه حضور داشتند.
برنامه پس از پخش سرود ملی و تلاوت آیاتی از قرآن کریم، با نمایش کلیپی از مراحل چاپ این اثر توسط نشر سیادت آغاز شد. در این بخش، مرتضی کریمینیا، پژوهشگر نسخههای خطی، با اشاره به روند هشتساله آمادهسازی این مصحف اظهار داشت: این قرآن که در موزه عباسی نگهداری میشود، با همکاری چاپخانه اندیشه برتر به چاپ رسیده است. با توجه به ویژگیهای خاص نسخه، فرآیند چاپ بسیار حساس بود؛ بهویژه در زمینه بازتولید رنگ زمینه، تصمیم گرفته شد به صورت چهاررنگ و با رعایت استانداردهای دقیق رنگسنجی و کالربار (Color Bar) انجام شود تا بالاترین شباهت به اصل نسخه حاصل گردد.

وی با قدردانی از بنیاد سودآور، و دست اندرکاران انتشار با کیفیت این اثر افزود: قرآن زعفرانی توسط ابوالفضل زعفرانی در سال ۵۴۶ قمری در شهر ری کتابت شده است. این اثر، کهنترین نسخه تاریخدار و کامل از ترجمه قرآن به زبان فارسی است که تا کنون شناسایی شده و گنجینهای از واژگان کهن قرن ششم و پیش از آن در ایران مرکزی را در خود جای داده است.
تحلیل محتوایی و جایگاه تاریخی ترجمه
در ادامه، سیدمحمد عمادی حائری به ایراد سخنرانی پرداخت و با بررسی تبارشناسی این ترجمه گفت: این متن، ترجمه جامعالبیان طبری نیست، بلکه تفسیری مستقل و ایرانی است که از منابع مختلف بهره برده است. اهمیت این متن به فتوای علمای ماوراءالنهر بازمیگردد که به نوعی آن را به یک ترجمه رسمی و معیار برای فارسیزبانان تبدیل کرد.
وی در ادامه با نقد برخی ادعاها درباره قدمت نسخههای دیگر افزود: برخلاف آنچه در تبلیغات درباره قرآن قدس به عنوان قدیمیترین نسخه گفته میشود، پژوهشها نشان میدهد که آن اثر تنها روایتی گویشی از ترجمه ضمن تفسیر طبری است. قرآن زعفرانی نیز در واقع ترجمه ابوبکر عتیق نیشابوری سورآبادی است که از دل تفسیر وی استخراج شده است.
عمادی حائری همچنین تأکید کرد که ابوالفضل زعفرانی به احتمال زیاد محرر و کاتب حرفهای این اثر بوده است، نه مترجم آن. وی با مقایسه این اثر با تاجالتراجم شاپور اسفراینی، خاطرنشان کرد که هرگاه مترجم یا مفسری جایگاه ویژهای داشته، ترجمه آیات از متن تفسیر او انتزاع و به صورت مستقل کتابت میشده است؛ اتفاقی که برای ترجمه سورآبادی در قالب قرآن زعفرانی نیز رخ داده است.
بخش دوم گزارش تفصیلی این نشست، به سخنرانی دکتر علیاشرف صادقی (عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی) اختصاص داشت. وی در بیانات خود به تحلیل ابعاد زبانشناختی، گویشی، ویژگیهای ترجمه و نقد جنبههای ویرایشی اثر پرداخت که متن رسمی آن به شرح زیر است:
بررسی شواهد گویشی ری در قرآن زعفرانی
علیاشرف صادقی سخنان خود را با بررسی پیوند زبانی کاتب این اثر با منطقه ری آغاز کرد و گفت: درباره کاتب این اثر گفته شده است که خاندان وی منسوب به ری بوده و خود او نیز رازی (اهل ری) بوده است. بنده در بررسی مختصری که انجام دادم، به دنبال نشانهها و ویژگیهای گویش قدیم ری در این متن بودم؛ مشابه آنچه در تفسیر ابوالفتوح رازی یا قرآن ثبتشده به سال ۵۵۶ قمری و دیگر متونی که در ری و نواحی اطراف آن کتابت شدهاند، دیده میشود؛ اما تا جایی که بررسی کردم، چنین نشانههایی را در این اثر نیافتم.

وی با اشاره به کاتب بودن ابوالفضل زعفرانی افزود: این کاتب به احتمال زیاد نسخههای دیگری را نیز به خط خود کتابت کرده است که اکنون در اختیار ما نیست. هرچند وجود همین دو نسخه نشان میدهد او نسخههای متعددی را به قلم خود پرداخته است. پیش از این در سال ۱۳۹۷ که نسخه دوم (مورخ ۵۴۸ قمری) معرفی شد، در فهرستها اشارهای به نسخههای دیگر نشده بود؛ اما بنده در آن زمان یادآور شدم که نسخه دیگری نیز وجود دارد که دارای تاریخ (دو سال پس از نسخه اول) و محل کتابت ری است. این امر زمینه را برای پژوهش درباره این خاندان فراهم کرد؛ اما در هر حال مسلم است که ابوالفضل زعفرانی، کاتب این اثر بوده است.
گستردگی و تفاوتهای زبانی در ترجمههای کهن قرآن
عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی در تحلیل ساختار ترجمههای کهن قرآن گفت: درباره ترجمههای قرآن و ترجمه تفسیرهای کهن (مانند نسخه معروف به قرآن قدس) باید به این نکته اشاره کرد که چون مترجمان یا مفسران، این آثار را برای مردم شهر و منطقه خود نگاشتهاند، ما با ترجمههای متعددی روبرو هستیم که از نظر زبانی تفاوتهای آشکاری با یکدیگر دارند. این قرآن نیز دارای ویژگیهای گویشی خاص خود است و واژههای بسیار کهن و نادری در آن یافت میشود که در دیگر متون به چشم نمیخورد؛ امری که نشان میدهد اصل این ترجمه و تفسیر، در منطقهای دوردست-به احتمال قوی در نواحی اطراف نیشابور-برای ساکنان آن دیار نگاشته شده است.
وی ادامه داد: بسیاری از رونویسکنندگان و علمای مناطق مختلف، این ترجمهها را هنگام نسخهبرداری با زبان و گویش محلی شهر و روستای خود تطبیق میدادند تا برای مردم آن منطقه قابل فهم و استفاده باشد. برای نمونه، در تفسیر ابوالفتوح رازی، ویژگیهای گویش قدیم ری به وضوح نمایان است. بنده سالهاست که در حال گردآوری یادداشتهایی برای بازسازی گویشهای بهکاررفته در کتابهای مختلف هستم. حمدالله مستوفی نقل میکند که پس از ویرانی ری، بخشی از ساکنان آن به ورامین و بخشی به قریه تهران مهاجرت کردند. امروز به دلیل مهاجرپذیر بودن تهران، گویش اصلی آن از بین رفته است، اما در ورامین هنوز بقایای گویش قدیم ری شنیده میشود که همکاران ما در فرهنگستان در حال ثبت و ضبط آن هستند.
تحلیل واژگانی و ردّ فرضیه گویش رازی در نسخه زعفرانی
صادقی با نقد برخی نمونههای واژگانی ذکر شده در پیشگفتار نسخه گفت: بنده در بررسی این متن، نشانهای از گویش ری نیافتم. در مقدمه به پنج کلمه اشاره شده و ادعا گردیده که اینها تلفظهای رازی نیستند؛ از جمله واژه مُروارید که به صورت مَروارید ضبط شده است. در حالی که تلفظ مَروارید در قدیم در سراسر ایران رایج بوده و به تدریج به مُروارید تغییر یافته است؛ چراکه این واژه در زبان پهلوی مَرواریت بوده و در زبانهای تاجیکی و ازبکی و حتی گویشهای سمنان نیز هنوز تلفظهای مشابه آن رایج است. حتی در مقالهای ثابت شده است که واژه انگلیسی Marguerite نیز از همین ریشه فارسی گرفته شده است. بنابراین وجود واژه مَروارید در این نسخه یا تلفظهایی مانند زَبان به جای زُبان (که تلفظی کهنتر است)، دلیلی بر خراسانی بودن یا نفی گویش ری در اصلِ نسخه نیست، بلکه نشان میدهد زعفرانی دقیقاً از روی یک نسخه خراسانی (احتمالاً نسخه سورآبادی) رونویسی کرده و دخل و تصرفی در واژگان آن انجام نداده است.

وی افزود: البته تفاوتهای واژگانی میان این نسخه و نسخه سورآبادی دیده میشود؛ برای نمونه زعفرانی واژه تنگچشم را به کار برده در حالی که در نسخه سورآبادی تنگدید آمده است. همچنین دوگانگیهایی در متن دیده میشود؛ مثلاً واژه باز در برخی صفحات به صورت وا یا واپس آمده که از تلفظهای نیشابوری است. این پرسش مطرح است که چرا در قرآنی که در ری کتابت شده، تلفظهای خراسانی و نیشابوری تا این حد برجسته است؟ پاسخ در این است که کاتب دخالتی در ترجمه نداشته و صرفاً امانتداری کرده است.
نقد ویرایشی و لزوم صیانت از رسمالخط فصیح فارسی
این استاد پیشکسوت در بخش دیگری از سخنان خود، به نقد برخی خطاهای ویرایشی در چاپ جدید و آسیبهای رایج در ویرایش معاصر پرداخت و گفت: در نسخه چاپی، اشتباهاتی جزئی رخ داده است؛ از جمله در زیر سوره حمد که تعداد آیاتش معلوم است، کلمه مائه آیات به صورت نادرستی تکرار شده و نیازمند دقت بیشتری بود. متأسفانه امروزه در میان ویراستاران ما این تصور نادرست رایج شده که در زبان فارسی حرف همزه وجود ندارد و بر این اساس، کلمات عربی را به شکلهای نامأنوس تغییر میدهند؛ مثلاً قرائت را به صورت قرایت مینویسند. ما ایرانیان کلماتی مانند جزئی را با تلفظ خاص خود به کار میبریم و نباید تلفظهای جعلی را وارد خط و زبان فارسی کنیم.
وی افزود: اشتباه فاحش دیگر که امروزه بسیار رایج شده، عدم استفاده از ی میانجی پس از مصوت آ است؛ به طوری که به جای شعرایِ امروز یا املایِ فارسی، عبارات را بدون ی مینویسند. وظیفه ما به عنوان پژوهشگران زبان، محافظت از زبان فارسی فصیح و تذکر این نکات در محافل علمی است.
تئوری ترجمه و عدم امکان انطباق صد درصدی واژگان
صادقی در پایان با اشاره به نظریه ترجمه گفت: ترجمه صد درصدی از یک زبان به زبان دیگر عملاً غیرممکن است. هنر مترجم این است که بتواند ترجمه مفهومی کاملی را از متن مبدأ به مقصد منتقل کند. علت فراوانی و تفاوتهای ترجمههای قرآنی این است که واژههای عربی همپوشانی صد درصدی با واژههای فارسی ندارند و هر واژه تنها بخش عمدهای از معنا را منتقل میکند. نباید بر مترجمان کهن خرده گرفت که چرا واژهای متفاوت را برگزیدهاند؛ چرا که آنان با توجه به مقتضیات زبان، زمانه و منطقه خود بهترین معادل را انتخاب کردهاند. کلماتی مانند هزینه و خرج یا زندگی و زندگانی در فارسی امروز نیز کاربردهای متفاوتی دارند و معادل صد در صد یکدیگر نیستند. این قاعده در خصوص معادلهای گزینششده توسط مفسران گذشته برای واژگان قرآنی نیز صدق میکند.
ضرورت ثبت واژگان در ترجمههای تفسیری و مفهومی
در ادامه عمادی حائری توضیح کوتاهی داد و با انتقاد از رویکردی که امروزه در تدوین واژهنامههای نسخههای خطی رایج شده است، گفت: مدتی است روشی در فرهنگنویسی رواج یافته که به تهیه یک فهرست از برابرنهادها (تطبیق واژگان مبدأ و مقصد) بسنده میشود. این شیوه از نظر فنی دارای دو اشکال اساسی است؛ نخست آنکه در فرهنگنویسی اصولی، کلمات باید به صورت مصدری بازگردانده و تنظیم شوند. وقتی ما عینِ عبارتِ بهکاررفته در متن (مثلاً پسروی خواهند کرد) را بدون ارجاع به مصدر در فهرست میآوریم، علاوه بر تکرار بیهوده، در تطبیق دقیق با متن مبدأ نیز دچار مشکل میشویم.
وی برای تبیین این اشکال فنی به نمونهای در صفحه ۷۰۲ قرآن زعفرانی اشاره کرد و افزود: در این صفحه، عبارت پسروی کنند او را در برابر فعل یَتَّبِعُوه آمده است. اگر ما صرفاً به فهرست کردن برابرنهادها اکتفا کنیم، به دلیل عدم تطابق دقیقِ دستوری میان فعل و ضمیمههای آن، ساختار واژهشناختی اثر به درستی بازنمایی نمیشود.
این پژوهشگر دومین اشکال روش مذکور را حذف واژگان کلیدیِ متن دانست و گفت: قرآن زعفرانی در بسیاری از موارد یک ترجمه خالص نیست، بلکه رویکردی تفسیری و مفهومی دارد. وقتی تدوینگر خود را تنها به فهرست کردن برابرنهادهای مستقیم قرآنی محدود میکند، بسیاری از واژههای اصیل فارسی که مترجم در لابلای ترجمه تفسیری به کار برده است، از واژهنامه حذف میشوند.
عمادی حائری در پایان با ذکر مثالی عینی خاطرنشان کرد: برای نمونه، در بخشی از متن که به موضوع تمسخر (سُخره) اشاره دارد، مترجم به جای ترجمه تحتاللفظی، از عبارت خدا مکافاتِ سُخرهبازانِ ایشان را داد استفاده کرده است. کلمه سُخرهباز واژهای بسیار جالب و ارزشمند است، اما چون مستقیماً معادلِ یک واژه قرآنی نبوده، در واژهنامه اثر (که مبتنی بر برابرنهادهاست) ثبت نشده است. اگر اصول لغتنویسی به درستی اعمال میشد، ما چنین گنجینههای واژگانی را از دست نمیدادیم. لذا ضرورت دارد که در انتشار چنین آثار نفیسی، به جای اکتفا به فهرستهای اجمالی، از روشهای علمی و جامع لغتنویسی استفاده شود.
شواهد تاریخی پایداری ایرانیان بر زبان و هویت خویش
بخش دیگری از این نشست، به سخنرانی احمد مسجدجامعی (پژوهشگر فرهنگی و وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی) اختصاص داشت. او به تبیین بستر اجتماعی، پیشینه تاریخی و دغدغههای هویتی ایرانیان در ترجمه قرآن کریم و پیوند آن با حفظ زبان فارسی پرداخت. مسجدجامعی سخنان خود را با طرح پرسشی کلیدی درباره علل شکلگیری ناگهانی ترجمههای فارسی قرآن در سدههای نخستین اسلامی آغاز کرد و گفت: چطور میشود که مناطقی چون سیستان، خراسان، ری و فارس، همگی به یکباره و در یک برهه تاریخی دست به ترجمه قرآن میزنند؟ در آغاز با ترجمههای لفظبهلفظ روبرو میشویم و سپس این روند تکامل یافته و به شکلهای ادبی، تفسیری و امروزی درمیآید. آیا ما با یک جنبش مجرد و بیارتباط با متن جامعه روبرو بودهایم؟ پاسخ منفی است؛ این پدیده قطعاً بدون بستر اجتماعی رخ نداده و ریشه در نسبت عمیق و تاریخی ایرانیان با قرآن کریم دارد.
وی افزود: ایرانیان از نخستین روزهای پذیرش اسلام، بیشترین ارتباط را با قرآن برقرار کردند؛ اما در این میان یک ویژگی متمایز داشتند و آن، پایبندی شدید به هویت ملی خود بود. در میان عناصر هویتی نیز هیچ عنصری به اندازه زبان، ماندگار و هویتبخش نبوده است. اگرچه امروز نمونه مکتوبی از ترجمههای شفاهی اولیه برای ما باقی نمانده، اما شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که نشان میدهد ایرانیان همواره در پی حفظ آداب، رسوم و به ویژه زبان ملی خود بودهاند.

مسجدجامعی برای تبیین تلاش ایرانیان جهت حفظ هویت و زبان خود در ادوار سخت تاریخی، به ذکر چند نمونه پرداخت و گفت: یکی از این نمونهها به دوره حکومت حجاج بن یوسف ثقفی برمیگردد. زمانی که او تصمیم گرفت دیوان مالیات و خراج را-که از دوره ساسانی به زبان فارسی اداره میشد و در اختیار کارگزاران ایرانی بود-به زبان عربی تغییر دهد، با مقاومت جدی مواجه شد. ایرانیان حتی حاضر شدند به متصدی ایرانی این کار، مبلغ کلان ۱۰۰ هزار درهم بپردازند تا او را از این تغییر منصرف کنند. هرچند آن شخص نپذیرفت یا شاید از ترس جان خود به دست حجاج مجبور به انجامش شد، اما این جمله تاریخی در منابع ثبت شد که ایرانیان خطاب به او گفتند: خدا ریشهات را از دنیا برکند، همانگونه که ریشه زبان فارسی را کندی. این تعبیر نشاندهنده عمق حساسیت و تعصب ایرانیان نسبت به زبان خود در حدود سال ۸۰ هجری است.
وی در ادامه به قیام حره و نقش لشکر ایرانیان اشاره کرد و گفت: در ماجرای قیام حره و ایستادگی در برابر لشکر شام نیز شاهد حضور نیرویی به فرماندهی یزید بن هرمز هستیم که اصالتاً ایرانی و متولد مدینه بود. این نمونهها نشان میدهد ایرانیان تشکل و هویت خود را همواره حفظ میکردند. نمونه دیگر را در تاریخ طبری از قول ابومخنف درباره قیام مختار میبینیم؛ جایی که نقل میکند وقتی به آوردگاه رفتند، شاهد بودند که جنگاوران همگی به زبان مادری و بزرگان خود (فارسی) با یکدیگر سخن میگفتند.
تکوین زبان مکتوب و نمونههای کهن زبان فارسی
این پژوهشگر فرهنگی با اشاره به سیر تحول زبان فارسی از گفتاری به نوشتاری در قرون نخستین اسلامی افزود: نمونههای کهنی از زبان مکتوب و گفتاری فارسی در متون تاریخی به ثبت رسیده که نشان میدهد ساختار آن تفاوت چندانی با فارسی امروز ما نداشته است. برای مثال در نیمه اول قرن دوم، در حوادث تاریخی مربوط به اواخر بنیامیه و ورود لشکر خراسان به کوفه، عبارات فارسی عینی در متون ثبت شده است؛ نظیر جملهای که طبری نقل میکند که در واکنشی گفته شد: این بار دروغ گفت. یا عبارت مشهور دیگری که خطاب به ابوسلمه خلال به کار رفت: جزات ابو سلمه دیدی؟ اینها نشان میدهد زبانی که ما امروز با آن سخن میگوییم، قرنها پیش به عنوان زبانی پویا و تکاملیافته جریان داشته است.
وی گفت: یک آرزوی دیرینه و آتشی در دل ایرانیان موج میزد که میخواست هویت ملی را زنده نگاه دارد. حتی اگر در دورهای ۳۰۰ ساله ترجمه مکتوب و مدونی در دست نداشتیم، آرزوی داشتن آن همواره زنده بود. بی دلیل نیست که فقیه بزرگی چون ابوحنیفه فتوا میدهد که میتوان نماز را به زبان فارسی خواند و یا از مرحوم محمد محیط طباطبایی نقل است که در وصف جایگاه این زبان میگفت: فارسی زبان اهل بهشت است.
تبارگرایی حاکمان محلی و احیای هویت ایرانی
مسجد جامعی به شرایط سیاسی و اجتماعی دوره شکلگیری نخستین ترجمههای رسمی قرآن اشاره کرد و گفت: هنگامی که فقها و حنفیان تصمیم به ترجمه قرآن گرفتند، فضای اجتماعی ایران کاملاً پذیرای این رخداد بود. از یک سو سامانیان در خراسان بودند و از سوی دیگر آلبویه در ری، اصفهان، شیراز و نواحی دیگر حکمرانی میکردند. حاکمان این سلسلهها برای مشروعیتبخشی به خود، تبارشان را به پادشاهان کهن ایرانی مانند بهرام گور و بهرام چوبینه میرساندند. حتی در نخستین مرثیهای که مروزی (شاعر برجسته خراسانی) برای حضرت سیدالشهدا(ع) سروده است، بر تبار ایرانی حضرت شهربانو در کنار حضرت زینب(س) تاکید میشود. این امر نشان میدهد که ایرانیان همواره به دنبال احیای هویت خود و تفکیک پذیرش اسلام از پذیرش سیادت و سلطه عرب بودند؛ چنانکه در طول تاریخ، نه سیادت عرب را پذیرفتند، نه سیادت مغول را و نه مستعمره قدرتهای دیگر شدند.
وی با اشاره به جریانهای فکری دیگر مانند اسماعیلیه و علویان افزود: در بررسیهای باستانشناسی اخیر در قلعههای اسماعیلیان که توسط خانم دکتر حمیده چوبک انجام شد، آثاری به دست آمده که نشاندهنده ارتباطات و در عین حال زاویه داشتن آنها با خلافت بغداد است. در تمام این شرایط، دغدغه حفظ زبان فارسی و هویت ایرانی موج میزد. با صدور فتواهای مجاز بودن ترجمه، آن سد تاریخی شکست و ما با یک حرکت انفجاری در ارائه ترجمههای مختلف مواجه شدیم که قرآن زعفرانی نیز محصول همین دوره طلایی و جنبش انفجاری است.
ویژگیهای کاربردی قرآن زعفرانی و نقش ترجمهها در غنای زبان فارسی
مسجدجامعی با مقایسه قرآنهای مترجم با آثاری چون شاهنامه گفت: اگرچه این ترجمهها با پشتیبانی حکام محلی انجام میشد، اما تفاوت آشکاری با شاهنامه دارند. وقتی فردوسی شاهنامه را نوشت، اثر او کاملاً متفاوت از آن چیزی شد که سلطان غزنوی میخواست؛ زیرا شاهنامه بازتابدهنده تمنای درونی ایرانیان برای حفظ اسطورهها و پهلواننامههای باستانی (مانند خاندان رستم) بود. در ترجمههای قرآنی نیز بستر اجتماعی نقش اصلی را داشت و مردم پیوند میان ایران و اسلام را در این آثار متجلی دیدند؛ چرا که ایرانیان به اسلام پایبند بودند اما حساب خود را از خلافت اموی و عباسی جدا میکردند.
وی درباره جنبههای کاربردی این نسخهها افزود: این نسخهها برخلاف آثار تفننی یا درباری، برای استفاده روزمره مردم نگاشته میشدند. برای نمونه، در سفری که به تاجیکستان داشتم، شخصی که نسخهای از این قرآنهای مترجم قدیمی را نگاه داشته بود تعریف میکرد که چگونه پدرانشان در دوران خفقان اتحاد جماهیر شوروی، این مصاحف را در زیرزمینها و در میان آجرها پنهان میکردند تا حفظ شود. این آثار برای خواندن و فهمیدن توده مردم شهرها و روستاها نگاشته میشد و به همین دلیل کاتبان تلاش میکردند واژگان را به گویشهای محلی و قابل فهم منطقه خود برگردانند.
آمار ترجمههای قرآن و ابعاد هنری اثر
وی در بخش دیگری از سخنان خود به آمار خیرهکننده ترجمههای فارسی قرآن اشاره کرد و گفت: به جرئت میتوان گفت به هیچ زبانی در دنیا به اندازه زبان فارسی، قرآن ترجمه نشده است. از روزگار کهن تاکنون، حدود ۳۰ تا ۴۰ مجموعه ترجمه بسیار قدیمی و بیش از ۵۰ ترجمه معاصر به زبان فارسی داریم؛ حتی امروزه ترجمه قرآن به زبان شعر نیز رواج یافته و نزدیک به ۱۰ نمونه از آن تولید شده است. این حجم از ترجمه در قالبهای واژهبهواژه، ادبی، عرفانی و مفهومی، بزرگترین پشتوانه تاریخی برای حفظ و تقویت زبان فارسی در سراسر قلمرو ایران فرهنگی بوده است.

مسجدجامعی همچنین به ابعاد هنری و خوشنویسی قرآنهای کهن اشاره کرد و افزود: این آثار از نظر خوشنویسی و آرایههای هنری یک دنیا ارزش دارند. ما در زمان مسئولیت در وزارت ارشاد به این بعد بسیار پرداختیم. به یاد دارم یکی از کارهای زیبای «بسم الله» را که توسط هنرمند ارجمند جناب قباد شیخی (خداوند حفظشان کند) طراحی شده بود، برای وزیر کشور مغرب فرستادیم که مورد تحسین فراوان پادشاه آن کشور قرار گرفت و نامهای در تقدیر از آن نوشتند. یا طرحهای ارزشمندی که استاد مرتضی ممیز برای جلدهای قرآن خلق کردند و بیش از بیست طرح از آنها موجود است و برای نخستین بار در اینجا اعلام میکنم. اینها نشاندهنده ارادت قلبی و درونی همه اقشار جامعه ایران به ساحت قرآن است.
وی با سپاسگزاری از نشر فرهنگ سیادت برای چاپ نفیس این اثر گفت: اگرچه کتاب دیر به دست ما رسید، اما کار بسیار ارزشمند و مغتنمی است. بر اساس گزارشی که در سالهای ۸۲ و ۸۳ به درخواست بنده تهیه شد، ایران رتبه نخست را در نشر آثار قرآنی در سراسر جهان دارا بود و پس از آن بیروت و قاهره قرار داشتند. انتشار چنین آثار نفیسی که در گذشته توسط نهادهایی چون بنیاد فرهنگ ایران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب و دانشگاه تهران انجام میشد، امروز نیز باید با حمایتهای گستردهتر ادامه یابد تا این گنجینههای ملی در دسترس پژوهشگران قرار گیرد.
نقش بیبدیل بخش خصوصی در انتشار آثار نفیس قرآنی
احمد مسجدجامعی با مقایسه ساختار نشر کتابهای مرجع و نفیس قرآنی در دورههای مختلف گفت: اگر به تاریخچه چاپ کتابهای کهن و پژوهشهای اساسی در این حوزه نگاه کنیم، پیش از انقلاب جریان اصلی در دست تشکیلات و انتشارات دولتی یا نیمهدولتی بود؛ نهادهایی چون دانشگاه تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، انجمن آثار ملی و از همه مهمتر بنیاد فرهنگ ایران، پایهگذار و بانی اصلی این نوع آثار مکتوب بودند و بخش خصوصی در آن دوران توان یا انگیزه ورود به این حوزه تخصصی و پرهزینه را نداشت.
وی با تبیین وضعیت این حوزه در سالهای پس از انقلاب افزود: در دوران ما نیز علیرغم توسعه صنعت نشر، بخش عمدهای از انتشار چنین مصاحف و تفاسیر بزرگی همچنان بر عهده نهادهای دولتی و عمومی نظیر آستان قدس رضوی، مرکز نشر دانشگاهی و سازمانهای مشابه بوده است. حتی در بررسی آمار پرشمارترین ناشران قرآن، نامهایی چون انتشارات مرحوم شیخ حسین انصاریان در قم برجسته بود. با این حال، سرمایهگذاری سنگین در بخش آثار کهن خطی عموماً خارج از توان بخش خصوصی قلمداد میشد. ناشران خصوصی معمولاً ترجیح میدادند وارد مسیرهای پرابهام و چالشبرانگیز نشوند؛ زیرا شناسایی مبانی کلامی متون کهن—که آیا مفسر یا کاتب معتزلی بوده، شیعی بوده یا دیدگاههای دیگری داشته است—پژوهشی پیچیده است و آنها به جهت پرهیز از حساسیتها، بیشتر به چاپ تفاسیر معروفی چون المیزان بسنده میکردند.
مسجدجامعی افزود: بنابراین بسیار مبارک و شایسته تقدیر است که برای نخستین بار شاهدیم یک ناشر در بخش خصوصی (نشر فرهنگ سیادت) با سرمایهگذاری شخصی و پذیرش ریسکهای مالی و علمی، پا به این عرصه گذاشته و چنین کار ارزشمند و نفیسی را به جامعه علمی عرضه کرده است. این اقدام نشاندهنده ظرفیتهای نوین بخش خصوصی در صیانت از میراث ملی است.
تحولات تند زبانی و سیاسی در بازه زمانی کوتاه
این پژوهشگر فرهنگی با اشاره به جزئیات علمی مطرحشده در نشست درباره نسخههای ابوالفضل زعفرانی گفت: نکته بسیار مهمی که در سخنان استادان مطرح شد، تغییرات واژگانی در دو نسخه به فاصله تنها دو سال (بین سالهای ۵۴۶ تا ۵۴۸ قمری) است. این امر نشاندهنده پویایی و تحولات تند سیاسی و اجتماعی آن دوره است که در آن، متون و واژهها با سرعت دستخوش تغییر میشدند. از سوی دیگر، هرچند ریشه و اصل این ترجمه به حوزه خراسان و نیشابور برمیگردد، اما کتابت آن در ری صورت گرفته است؛ لذا این قرآنِ مهاجر، به عنوان بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی و تاریخ کتابآرایی ری قلمداد میشود و جایگاه ویژهای در جغرافیای فرهنگی ایران دارد.
مسجدجامعی در پایان سخنان خود با تجلیل از کارنامه علمی مرتضی کریمینیا گفت: آشنایی بنده با فعالیتهای جناب کریمینیا به سالهای دور برمیگردد؛ زمانی که ایشان در نشریه گلستان قرآن که شاید نخستین هفتهنامه قرآنی جهان اسلام بود، قلم میزدند و کار ارزشمند معرفی کتابها و نسخهشناسی را دنبال میکردند؛ حرکتی که بعدتر در قالب خبرگزاری قرآن (ایکنا) استمرار یافت. مشی و تلاش مستمر ایشان در حوزه نسخههای خطی قرآنی همواره ستودنی بوده است.
وی یادآور شد: پیش از این نیز کار فاخر دیگری از ایشان با مقدمههایی به زبانهای مختلف منتشر شده بود که بنده پیشنهاد دادم مقدمه فارسی آن را به صورت مستقل به چاپ برسانند تا مخاطبان داخل کشور بهره بهتری ببرند و خوشبختانه این امر محقق شد. در پایان از مجاهدتهای آقای کریمینیا، گروه همکاران ایشان و تمامی دستاندرکارانی که در حوزه تصحیح، چاپ و سرمایهگذاری این اثر ملی همت گماشتند، صمیمانه سپاسگزاری میکنم.
قرن ششم؛ عصر طلایی تفسیرنگاری فارسی و جایگاه قرآن زعفرانی
در ادامه این نشست، به پخش پیام تصویری دکتر محمدجعفر یاحقی (عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد برجسته دانشگاه فردوسی مشهد) اختصاص داشت. وی در این گفتار، به سیر تاریخی ترجمهنگاری قرآن در ایران، نقش تفاسیر کهن در تکوین زبان فارسی و اهمیت علمی نسخه زعفرانی پرداخت. او با اشاره به پیشینه نخستین تلاشها برای ترجمه کلام وحی به زبان فارسی گفت: به لحاظ تاریخی، شاید نخستین کسی که قرآن یا بخشهایی از آن را به فارسی برگرداند، سلمان فارسی بود. هرچند روایات درباره جزئیات این ترجمه متفاوت است، اما اصل نیاز ایرانیان به فهم کلام وحی حقیقتی انکارناپذیر بود. ایرانیان پس از مردمان شبهجزیره عربستان، نخستین گروهی بودند که اسلام را پذیرفتند و آن را با عمق جان فراگرفتند. با این حال، توده مردم هرگز زبان ملی خود یعنی فارسی را رها نکردند؛ در نتیجه، ضرورت فهم دین ایجاب میکرد که قرآن به زبان فارسی برگردانده شود. اگرچه از ترجمههای آغازین و شفاهی آن دوران چیزی به دست ما نرسیده است، اما این شعله همواره روشن بود.

وی افزود: نقطه عطف مکتوب این جریان، ترجمه معروف به «تفسیر طبری» در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری در ماوراءالنهر و بخارا است. در آن مقطع، با فتوای تاریخی علمای ماوراءالنهر، خواندن و نوشتن ترجمه قرآن به زبان فارسی مجاز و رسمی اعلام شد. حتی در برخی روایات کلامی آمده است که اگر پیامبری برای فارسیزبانان مبعوث میشد، وحی قطعاً به زبان فارسی بر آنها نازل میگردید. این رویکرد فقهی و فرهنگی، سرچشمه نخستین ترجمههای مدون قرآن شد و راه را برای تولید تفاسیر متعدد هموار کرد.
گنجینه بیبدیل آستان قدس رضوی و مطالعات قرآنی
جعفر یاحقی با اشاره به نقش حرم مطهر رضوی در صیانت از این میراث مکتوب گفت: ایرانیان مسلمان، قرآنهای نفیس با ترجمههای کهن زیرنویس را وقف آستان مطهر حضرت رضا(ع) میکردند. این مصاحف کمکم جمعآوری شد و هسته اولیه کتابخانه حرم مطهر رضوی را شکل داد. بخش مهمی از تاریخ اولیه کتابآرایی و کتابنویسی ایران را میتوان در این گنجینه جستجو کرد. در شهرهای مختلف و گوشه و کنار سرزمینهای فارسیزبان، ترجمههایی نگاشته میشد که کاملاً تحت تأثیر گویشهای محلی همان مناطق بود تا مردم آن دیار بتوانند به راحتی از آن بهرهمند شوند.
وی با یادآوری پژوهشهای انجامشده در دهههای گذشته افزود: در سال ۱۳۴۷ و ۱۳۴۹، تلاشهای ارزشمندی برای شناسایی و احیای این گنجینهها صورت گرفت. از جمله کار روی «تفسیر شنقشی» (بخش قرآنی معروف) که بنیاد فرهنگ ایران آن را چاپ کرد. همچنین بررسی «قرآن قدس» که با گویش سیستانی خود یکی از شگفتیهای زبانی است و در همان سالها توسط دانشجویان و پژوهشگران مورد مطالعه قرار گرفت. بنده نیز در همان دوران در طرح تدوین «فرهنگنامه قرآنی»(که بعدها در ۵ جلد منتشر شد) همکاری داشتم؛ پروژهای بزرگ که سالها به طول انجامید تا واژگان قرآنی این تفاسیر کهن استخراج و مقایسه شوند.
این استاد زبان و ادبیات فارسی، قرن ششم هجری را نقطه عطفی در مطالعات ایرانی و اسلامی خواند و گفت: در این سده، ثمره تلاشهای دانشمندان اسلامی به بار نشست و تفاسیر بزرگ و ارزشمندی به زبان فارسی پدید آمد. ما در این دوره شاهد نگارش چهار تفسیر بسیار مهم و تأثیرگذار هستیم که از جمله آنها میتوان به تفسیر ابوالفتوح رازی (که بخش مهمی از کار پژوهشی آن در مشهد انجام شد) و تفسیر میبدی (کشفالاسرار) اشاره کرد. در همین دوره است که نسخههای ارزشمندی نظیر قرآن ابوالفضل زعفرانی کتابت میشود.
وی در خصوص ابعاد علمی تصحیح قرآن زعفرانی افزود: جناب آقای کریمینیا زحمت بسیار زیادی برای بررسی این اثر کشیدهاند. ما میدانیم که دو نسخه به قلم ابوالفضل زعفرانی در دست است که به فاصله کوتاهی از یکدیگر کتابت شدهاند؛ یکی همین نسخه موزه عباسی (مورخ ۵۴۶ ق) و دیگری نسخهای که در کتابخانه آنکارا نگهداری میشود (مورخ ۵۴۸ ق). کار چاپ نسخه دوم نیز سالها پیش آغاز شد؛ مقدمات آن در سال ۱۳۵۷ چیده شد، روند تولیدش سالها به طول انجامید و سرانجام در سال ۱۳۶۲ به زیور طبع آراسته گردید.
یاحقی در پایان با تأکید بر لزوم تداوم پژوهشهای تطبیقی گفت: باید با دقت علمی بالایی نشان داد که آیا این دو نسخه دقیقاً از روی یک ترجمه رونویسی شدهاند یا کاتب در فواصل زمانی و مکانی مختلف، تغییراتی در آنها ایجاد کرده است. مقایسه واژگانی و ساختاری این دو متن که به فاصله تنها دو سال نگاشته شدهاند، افقهای تازهای را در مطالعات زبانشناختی و تاریخی پیش روی ما میگشاید. بسیار امیدوارم که با همت سازمانهای فرهنگی و دانشمندان بزرگ کشور، این مطالعات مقایسهای سرانجام به سامان برسد و جامعه علمی از یافتههای تازه آن بهرهمند شود.

در پایان این جلسه از کتاب نفیس قرآن زعفرانی رونمایی شد.
دبیرسرویس: #میثم_عربی
منبع : مهر
قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.













دیدگاه