به گزارش قم پرس اولین نشست از سلسله نشستهای نقد و بررسی کتاب به روایت سوره مهر، با کتاب «سپیده دم در غزه» با حضور مترجم اثر یعقوب نعمتی و علیرضا کمیلی کارشناس و منتقد ادبی در برگزار شد.
یعقوب نعمتی، مترجم کتاب «سپیدهدم در غزه؛ روایتهایی از زندگی و فرهنگ فلسطینیان»، در نشست نقد و بررسی این اثر گفت: عنوان فارسی کتاب همان عنوان اصلی انگلیسی اثر است و این کتاب مجموعهای از روایتهای مختلف درباره زندگی و فرهنگ فلسطینیان را دربرمیگیرد.
وی افزود: گردآوری این مجموعه را محمود مونا و متئو تلر برعهده داشتهاند؛ محمود مونا نویسنده، ناشر و کتابفروش در بیتالمقدس است که مدیریت دو کتابفروشی مهم این شهر را برعهده دارد. متئو تلر نیز فعال فرهنگی، نویسنده و مستندساز انگلیسی است که فعالیتهایش تمرکز ویژهای بر خاورمیانه و فلسطین دارد و با رسانههایی مانند فایننشال تایمز و ایندیپندنت نیز همکاری داشته است.
نعمتی ادامه داد: این کتاب ۲۹ اکتبر ۲۰۲۴، برابر با هشتم آبان ۱۴۰۳، از سوی انتشارات «Saqi Books» به زبان انگلیسی منتشر شد. این ناشر لبنانی در حوزه تثبیت و معرفی فرهنگ خاورمیانه فعالیت میکند و موفق به دریافت جایزه صنعت کتاب بریتانیا برای تنوع در ادبیات و جایزه فرهنگ و جامعه عرب بریتانیا شده است.
مترجم کتاب «سپیدهدم در غزه» درباره چگونگی انتخاب این اثر گفت: ترجمه کتاب را از آذرماه آغاز کردیم و این فرایند بیش از سه ماه به طول انجامید و در اواخر اسفند، نسخه کامل ترجمه را تحویل دادم.
وی افزود: پیش از این با آقای قاضی، مدیر دفتر هنر و ادبیات بیداری حوزه هنری انقلاب اسلامی، همکاریهایی داشتیم. پس از آنکه ایشان مدیریت این دفتر را برعهده گرفتند، این دیدگاه مطرح شد که علاوه بر روایتهای عربی، روایتهایی که به زبان انگلیسی درباره فلسطین و غزه منتشر شدهاند نیز شناسایی و ترجمه شوند.
نعمتی ادامه داد: بر همین اساس، مأموریت پیدا کردیم کتابهایی را که درباره روایت مردم غزه، مقاومت و پایداری فلسطینیان و پیامدهای عملیات طوفان الاقصی و حمله رژیم صهیونیستی به غزه منتشر شدهاند، رصد و ارزیابی کنیم. در این فرایند دهها کتاب را بررسی کردم و حدود ۱۰ عنوان را به آقای قاضی معرفی کردم.
وی گفت: کتابهایی مانند «یک شورشی از غزه»، «کشتار غزه» و «شنبه سیاه» نیز در میان گزینههای بررسیشده بودند، اما در نهایت «سپیدهدم در غزه» انتخاب شد که به اعتقاد من انتخاب بسیار خوبی بود.
نعمتی درباره ویژگی اصلی این اثر اظهار کرد: یکی از نقاط قوت کتاب، تنوع روایتهای آن است. این کتاب روایت یک فرد نیست، بلکه روایت افراد مختلف از اقشار گوناگون جامعه فلسطین را دربرمیگیرد؛ از زن و مرد و پیر و جوان گرفته تا نویسنده، کشاورز، معلم، دانشجو، ورزشکار و هنرمند.
«سپیدهدم در غزه» حاصل روایتهای متنوع فلسطینیان است

وی افزود: روایتهای کتاب، دورههای مختلف زندگی فلسطینیان را پیش و پس از عملیات طوفان الاقصی پوشش میدهد و تمرکز عمده آن بر دوره پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و حمله رژیم صهیونیستی به غزه است.
مترجم «سپیدهدم در غزه» یکی از چالشهای اصلی ترجمه این اثر را اسامی و واژههای ناآشنا دانست و گفت: با توجه به اینکه در حوزه ادبیات عرب فعالیت تخصصی نداشتم، برخی اسامی برایم ناآشنا بود. برای نمونه، با نامهایی مانند «باسل» مواجه میشدم و حتی در مواردی تشخیص شکل درست نوشتن برخی واژهها با حروف «س» یا «ص» نیازمند جستوجو و بررسی بود.
نعمتی ادامه داد: برای رسیدن به شکل صحیح نامها و واژهها، ناچار بودم آنها را جستوجو کنم تا شکل درستشان را پیدا کنم. این مسئله یکی از چالشهای مهم ترجمه کتاب بود.
وی افزود: چالش دیگر، استفاده نویسندگان از اصطلاحات و اسامی بدون ارائه توضیح بود. برای مثال، با عباراتی مانند «ستون نلسون» یا برخی اصطلاحات و ارجاعات فرهنگی مواجه بودیم که مخاطب فارسیزبان الزاماً با آنها آشنا نیست.
نعمتی با اشاره به روند آمادهسازی متن برای مخاطب فارسیزبان گفت: در این موارد تلاش کردم توضیحات لازم را در قالب پاورقی ارائه کنم و در مجموع حدود ۳۹ پاورقی توضیحی برای کتاب نوشته شد.
وی ادامه داد: علاوه بر این، تعداد زیادی معادل انگلیسی اسامی نیز در متن اصلی وجود داشت که نیازمند بررسی و انتقال دقیق به فارسی بود.
مترجم کتاب «سپیدهدم در غزه» درباره تغییرات ساختاری اثر نیز توضیح داد: ساختار روایتها در متن اصلی به این شکل بود که ابتدا عنوان روایت، سپس نام راوی، متن روایت و در پایان معرفی راوی میآمد. این ساختار چندان منطقی به نظر نمیرسید.
وی افزود: خانم حقیقت، ویراستار کتاب، پیشنهاد دادند ساختار را کمی تغییر دهیم و معرفی راوی را پیش از متن روایت قرار دهیم. بنابراین ساختار نهایی به شکل عنوان روایت، نام راوی، معرفی راوی و سپس متن روایت درآمد. این تغییر باعث میشود مخاطب ابتدا با راوی و زمینه ذهنی او آشنا شود و سپس روایتش را بخواند.
نعمتی در ادامه به یکی دیگر از پیشنهادهای ویراستار اشاره کرد و گفت: پیشنهاد دیگر این بود که گفتوگوهای شخصیتها از حالت کاملاً کتابی خارج و به شکل محاورهای نوشته شود. تعداد این گفتوگوها زیاد نیست و بدنه اصلی کتاب همچنان به زبان کتابی ترجمه شده، اما در بخشهایی که گفتوگو وجود دارد، استفاده از زبان محاورهای به زندهتر شدن متن کمک کرده است.
وی برای توضیح این موضوع به نمونهای از متن کتاب اشاره کرد و گفت: برای مثال، در بخشی از کتاب آمده است: «بعد از تمام کردن غذایش به صف خیره شد. گفتم سلام، اسم من حسام است. به آرامی نگاه کرد و گفت من هم احمد هستم.» این جمله اگر به شکل کاملاً کتابی باقی میماند، ممکن بود خشک و غیرطبیعی به نظر برسد، اما استفاده از زبان محاورهای در گفتوگوها، متن را خواندنیتر، زندهتر و باورپذیرتر کرده است.
«سپیدهدم در غزه» با روایت مستقیم مردم، فاصله مخاطب ایرانی از غزه را کم میکند
علیرضا کمیلی، منتقد ادبی، در نشست نقد و بررسی کتاب «سپیدهدم در غزه» با اشاره به کیفیت ترجمه این اثر گفت: ترجمه کتاب روان و خواندنی است و در بیشتر بخشها بهگونهای انجام شده که مخاطب بدون خستگی میتواند روایتها را دنبال کند.
وی افزود: در ترجمه آثار مرتبط با جهان عرب، توجه به اصل نامها و اصطلاحات اهمیت زیادی دارد؛ زیرا گاهی یک نام عربی پس از ورود به زبان انگلیسی، شکل دیگری پیدا میکند. برای نمونه، ممکن است نام «قاهره» در متن انگلیسی به شکل «کایرو» نوشته شود و مترجم باید برای بازگرداندن آن به فارسی، به اصل نام مراجعه کند. اگر این دقت وجود نداشته باشد، مخاطبی که با فضای عربی آشناست، سریع متوجه اشکال میشود.
این منتقد ادبی ادامه داد: با این حال، من کتاب را با نگاه ایرادگیرانه نخواندم و آنچه در مجموع دیدم، ترجمهای روان و خواندنی بود. بهویژه در تبدیل برخی بخشهای متن و گفتوگوها، ظرافتهایی به کار رفته که به خوانایی اثر کمک کرده است. به مترجم و کسانی که در بخش ویرایش پیشنهادهای مؤثری ارائه کردهاند، باید دستمریزاد گفت.
کمیلی با اشاره به محتوای کتاب اظهار کرد: درباره غزه در این یکی دو سال کتابهای بیشتری منتشر شده، اما بخشی از آثاری که در ایران نوشته شدهاند، با ضعفهای جدی مواجهاند. گاهی حجم زیادی از دادهها در قالب رمان ارائه شده، در حالی که اثر بیشتر شبیه مجموعهای از مقالههاست و روایت مستقیم در آن کمرنگ است.
وی افزود: یکی از مسائل مهم در روایت، این است که هر فرد واقعیت را از زاویه دید خودش بیان میکند. بنابراین وقتی مردم خودشان درباره زندگی و تجربههایشان صحبت میکنند، با روایتهایی مواجه میشویم که وجه انسانی و شخصی اتفاقات را آشکار میکنند.

این منتقد ادبی با اشاره به نمونهای از تجربههای شخصی فلسطینیان گفت: سال ۲۰۱۱ تعدادی از اسرای فلسطینی که در جریان تبادل اسرا آزاد شده بودند، به ایران آمدند. در میان آنها زنی به نام فاطمه الزق حضور داشت که در دوران بارداری بازداشت شده بود و فرزندش یوسف در زندان به دنیا آمد و تا دو سالگی همراه مادرش در زندان بود. این کودک بعدها در جریان جنگ اخیر به شهادت رسید. چنین روایتهایی نشان میدهد که پشت تحولات سیاسی و تاریخی، زندگی انسانهایی با تجربههای بسیار تلخ و پیچیده قرار دارد.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم تاریخ شفاهی غزه را ثبت کنیم، حتی شرایط امروز مردم این منطقه بهتنهایی روایتهای فراوانی برای گفتن دارد. غزه را میتوان «سرزمین قصهها» نامید؛ زیرا تقریباً هیچکس در آنجا بدون قصه نیست.
کمیلی با اشاره به ویژگی ساختاری کتاب گفت: یکی از نکات قابل توجه در این اثر آن است که برخی روایتها به گذشته و مسائل تاریخی بازمیگردند و بعد دوباره به شرایط پس از عملیات طوفان الاقصی و جنگ غزه میرسند. این رفتوبرگشت نشان میدهد که نویسندگان تلاش کردهاند وضعیت امروز را در امتداد تجربه تاریخی مردم فلسطین روایت کنند.
وی افزود: بخش قابل توجهی از افرادی که در کتاب صحبت میکنند، نویسنده، شاعر، فعال اجتماعی یا چهرههای فرهنگی هستند، هرچند افراد عادی نیز در میان آنها حضور دارند. همین تنوع باعث شده هویت کتاب بر پایه روایت مستقیم شکل بگیرد.
این منتقد ادبی تأکید کرد: مهمترین مزیت کتاب، همین روایت مستقیم زندگی مردم غزه است؛ روایتی که میتواند برای مخاطب ایرانی نوعی آشناییزدایی ایجاد کند. جامعه ایرانی در بسیاری از موارد شناخت دقیقی از جغرافیا، زندگی و مناسبات اجتماعی غزه ندارد و این کتاب میتواند بخشی از این فاصله را جبران کند.
وی ادامه داد: وقتی بدانیم همه این روایتها و اتفاقات در محدودهای جغرافیایی کوچک و در میان جمعیتی بیش از دو میلیون نفر رخ داده است، بهتر میتوانیم ابعاد فشردگی زندگی در غزه را درک کنیم. بنابراین روایت مستقیم مردم، محتوای این کتاب را از بسیاری از آثاری که صرفاً اطلاعات و داده ارائه میکنند، متمایز کرده است.
«ما فقط جنگزده نیستیم»
یعقوب نعمتی، مترجم کتاب «سپیدهدم در غزه»، در نشست نقد و بررسی این اثر با اشاره به نحوه گردآوری روایتهای کتاب گفت: بخشی از روایتهای این کتاب پیشتر در برخی رسانهها و وبسایتها منتشر شده بود، اما عمده روایتها برای نخستینبار از سوی گردآورندگان اثر ثبت شده است.
وی افزود: گردآورندگان کتاب بر اساس چارچوب ذهنی و رویکرد مشخصی که داشتند، به دنبال روایتهای مختلف رفتند. در برخی موارد، روایتهای قبلی را تکمیل کردند و در مواردی نیز با خود افراد گفتوگو کردند. در مقدمه کتاب نیز توضیح داده شده که گردآورندگان هر زمان که افراد به اینترنت دسترسی داشتند، با آنها تماس میگرفتند و از طریق پیام، صوت یا روشهای دیگر، روایتهایشان را دریافت میکردند.
نعمتی ادامه داد: یکی از نکات مهمی که در این روایتها به چشم میخورد، علاقه مردم غزه به شنیدهشدن است. آنها میخواستند روایت خود را ثبت کنند و پیامشان باقی بماند؛ حتی اگر خودشان دیگر در قید حیات نباشند. در مواردی، افرادی روایت خود را ارائه کردهاند و چند ساعت یا چند روز بعد در جریان بمباران به شهادت رسیدهاند.
وی با اشاره به شهادت رفعت العریر، شاعر و استاد فلسطینی، گفت: او و افراد دیگری که روایتهایشان در این کتاب آمده، میدانستند که ممکن است فرصت زیادی برای زندگی نداشته باشند، اما تلاش میکردند صدایشان شنیده شود و روایتشان باقی بماند.
مترجم «سپیدهدم در غزه» با اشاره به یکی از محورهای پرتکرار در روایتهای کتاب اظهار کرد: در بخشی از روایتها، مردم غزه نسبت به تصویری که از آنها صرفاً به عنوان «جنگزده» ارائه میشود، اعتراض دارند. آنها تأکید میکنند که زندگی دارند، آرزو میکنند، عاشق میشوند، فرزند بزرگ میکنند، ورزش میکنند و مانند دیگر مردم جهان به دنبال پیشرفت هستند.
وی افزود: در میان روایتکنندگان، افرادی هستند که برای تحصیل یا ورزش به کشورهای دیگر رفتهاند؛ یکی در سوئد ورزشکار شده و دیگری در آمریکا تحصیل کرده و مدرک مهندسی گرفته است. این افراد میخواهند بگویند که زندگی مردم غزه فقط جنگ و ویرانی نیست و آنها نیز حق زندگی، پیشرفت و داشتن آینده دارند.
نعمتی تصریح کرد: در بسیاری از روایتها نوعی شکایت از انکار این حقوق دیده میشود؛ حق حیات، فرهنگ، زندگی و پیشرفت. مردم غزه احساس میکنند این حقوق سالها نادیده گرفته شده و در شرایط جنگ نیز این وضعیت به شکل دیگری ادامه پیدا کرده است.
وی ادامه داد: پیش از عملیات طوفان الاقصی، غزه به عنوان «بزرگترین زندان روباز جهان» شناخته میشد و پس از آن، در روایتهای این کتاب، شرایطی بسیار سختتر توصیف شده است. برخی راویان از تخریب خانهها، کشتار و حملات نظامی سخن گفتهاند و همین روایتهای مستقیم است که ابعاد انسانی این وقایع را آشکار میکند.
مترجم کتاب «سپیدهدم در غزه» با اشاره به رویکرد گردآورندگان اثر گفت: به نظر میرسد نویسندگان تلاش کردهاند کتاب را برای مخاطب انگلیسیزبان که شناخت محدودی از غزه دارد، قابل فهمتر کنند. به همین دلیل، در میان روایتهای شخصی، گریزهایی به تاریخ چند هزار ساله غزه، هنر، فرهنگ، معماری و اماکن تاریخی این منطقه دیده میشود.
وی افزود: این گریزها باعث میشود کتاب از حالت یکنواختی خارج شود؛ زیرا اگر قرار بود فقط روایتهای پشت سر هم ارائه شود، ممکن بود متن برای مخاطب خستهکننده شود. در عین حال، این بخشها به مخاطب کمک میکنند با تاریخ و فرهنگ مردم غزه نیز آشنا شود.
نعمتی گفت: تنوع راویان نیز یکی از نقاط قوت کتاب است. روایت یک زن خانهدار درباره برهم خوردن زندگی روزمره، محرومیت از مراقبتهای اولیه بهداشتی یا حتی اجبار به پوشیدن لباس مردانه، در کنار روایت ورزشکار، هنرمند، خواننده، بازیگر تئاتر، کودک و دیگر گروهها، تجربههای متفاوتی از زندگی در غزه ارائه میدهد.
وی ادامه داد: این تنوع باعث ایجاد همذاتپنداری میشود و مخاطب متوجه میشود که غزه فقط یک جغرافیای جنگزده نیست؛ بلکه جامعهای با سنتها، غذاها، پوشش، هنر و تاریخ است.
نعمتی در پایان گفت: برای خود من نیز این بخشهای کتاب فرصتی بود تا با تاریخ، فرهنگ و هنر غزه بیشتر آشنا شوم؛ از غذاهای سنتی و پوشش زنان گرفته تا هنر سوزندوزی و دیگر جلوههای فرهنگی. به همین دلیل، این گریزهای فرهنگی در کنار روایتهای انسانی، کتاب را از یک مجموعه صرفاً جنگی فراتر برده و تصویری گستردهتر از مردم و جامعه غزه ارائه میکند.

غزه فقط «روایت جنگ» نیست؛ جامعهای با زندگی، فرهنگ و هویت مستقل است
علیرضا کمیلی، منتقد ادبی، در نشست نقد و بررسی کتاب «سپیدهدم در غزه» با اشاره به تنوع روایتهای این اثر گفت: با وجود اینکه سالهاست با فضای فلسطین و غزه در ارتباط هستم، برخی روایتهای این کتاب برای من نیز تازگی داشت. غزه با وجود مساحت کم و جمعیت بالا، به دلیل جنگهای متعدد از سال ۲۰۰۶ به بعد، در دو حوزه خیریه و رسانه به پدیدهای قابل توجه تبدیل شده است.
وی افزود: غزه به دلیل تکرار جنگها، همواره مورد توجه جریانهای خیریه در نقاط مختلف جهان بوده است. از سالهای پس از جنگ ۲۰۰۸، کاروانهای مختلفی برای کمکرسانی به غزه شکل گرفت. در سال ۲۰۱۰ نیز کاروانی با حضور نمایندگانی از حدود ۱۵ کشور آسیایی به سمت غزه حرکت کرد که از جمله آنها اندونزی، هند، پاکستان، ایران، ترکیه و سوریه بودند.
کمیلی ادامه داد: یکی از اعضای اندونزیایی این کاروان در غزه ماند و در یکی از بیمارستانها مشغول به کار شد، ازدواج کرد و سالها در این منطقه زندگی کرد. این فرد بعدها در اندونزی با نام «محمدحسین غزه» شناخته شد و به یکی از مبلغان فلسطین در کشور خود تبدیل شد. چنین نمونههایی نشان میدهد ارتباط مردم جهان با غزه صرفاً محدود به کمکهای مقطعی نیست.
این منتقد ادبی با اشاره به فعالیت گسترده مؤسسات خیریه در حمایت از مردم غزه گفت: جامعه ایرانی گاهی تصور میکند تنها جامعهای است که برای فلسطین و غزه کمک میکند، در حالی که حمایتهای مردمی در کشورهای مختلف بسیار گسترده است. برای نمونه، یک مؤسسه خیریه پاکستانی وابسته به جماعت اسلامی پاکستان، اعلام کرده بود که از زمان عملیات طوفان الاقصی تا سال گذشته، حدود ۶۰ میلیون دلار کمک به غزه ارسال کرده است.
وی افزود: نمونههای دیگری نیز در کشورهای عربی وجود دارد که سالهاست از طریق کمکهای مردمی از غزه حمایت میکنند. بنابراین غزه طی سالهای طولانی به نوعی به «برند مظلومیت» تبدیل شده و حمایت مردمی از آن در کشورهای مختلف استمرار داشته است.
غزه؛ یک «لِوِلآپ» رسانهای
کمیلی حوزه دوم را رسانه دانست و گفت: غزه با وجود مساحت بسیار کم، بارها هدف حملات قرار گرفته و همین مسئله باعث شده رسانههای جهان توجه ویژهای به آن داشته باشند. تقریباً رسانه مهمی در جهان وجود ندارد که در مقاطع مختلف، خبرنگار یا نمایندهای در غزه نداشته باشد.
وی ادامه داد: این تمرکز رسانهای باعث شده مردم غزه نیز از نظر رسانهای رشد قابل توجهی داشته باشند. امروز صفحات و وبلاگهای متعددی از سوی مردم غزه فعالیت میکنند که مخاطبان میلیونی دارند و روایتهای آنها در سطح جهان دیده میشود. در جریان جنگ اخیر نیز تعداد زیادی از بلاگرهای غزه توانستند روایتهای خود را مستقیماً به مخاطبان جهانی منتقل کنند.
این منتقد ادبی افزود: این در حالی است که ما در ایران کمتر توانستهایم برای روایت زندگی و جامعه خود، صفحات و رسانههای شخصی با چنین گسترهای ایجاد کنیم. بنابراین تجربه غزه از نظر رسانهای نیز قابل توجه است.
کمیلی با اشاره به ویژگیهای اجتماعی غزه اظهار کرد: یکی از نکات جالبی که در برخی روایتهای کتاب دیده میشود، ترکیب ویژگیهای سنتی و مدرن در جامعه غزه است. از یک سو با جامعهای بسیار سنتی و مذهبی مواجهیم و از سوی دیگر، زنان در فعالیتهای اجتماعی حضور دارند و افراد زیادی تحصیلات دانشگاهی دارند و در حوزههایی مانند فناوری اطلاعات، نویسندگی، دانشگاه و فعالیتهای اجتماعی مشغول هستند.
وی ادامه داد: این ویژگیها نشان میدهد غزه جامعهای تکبعدی نیست. در این منطقه، هم فضای مذهبی بسیار پررنگ است و هم فعالیتهای علمی، فرهنگی و اجتماعی جریان دارد.
کمیلی با اشاره به خاطرهای از یکی از مسئولان فلسطینی گفت: حتی در تولیدات نمایشی نیز حساسیتهای فرهنگی مردم غزه قابل توجه است. در یک سریال تولیدشده درباره غزه، جزئیات لهجه مناطق مختلف رعایت شده بود، اما یک صحنه باعث شد مردم متوجه شوند بخشی از فیلم در غزه ضبط نشده است؛ زیرا نحوه نشستن زن در خودرو با عرف و فرهنگ اجتماعی آن منطقه سازگار نبود.
وی افزود: این جزئیات نشان میدهد مردم غزه در عین برخورداری از ویژگیهای مدرن، حساسیتهای فرهنگی و سنتی خود را نیز حفظ کردهاند.
این منتقد ادبی با اشاره به ویژگی اصلی کتاب «سپیدهدم در غزه» گفت: یکی از نقاط قوت اثر این است که روایتهای آن صرفاً سیاسی یا نظامی نیستند. در میان روایتها، زندگی اجتماعی، فرهنگ، علایق، روحیات و تجربههای روزمره مردم غزه نیز دیده میشود.
کمیلی تأکید کرد: مردم غزه برخلاف تصویری که ممکن است صرفاً آنها را در قالب قربانیان جنگ نشان دهد، مردمی علاقهمند به زندگی، پرتحرک و دارای روحیات خاص خود هستند. برخی روایتهای کتاب نیز همین ویژگیهای اجتماعی و روحی را نشان میدهد.
وی در پایان گفت: یکی از مشکلات ما در ایران این است که وقتی درباره فلسطین صحبت میکنیم، عمدتاً به روایت جنگ و مقاومت محدود میشویم؛ در حالی که فلسطین فقط جنگ نیست. باید درباره جامعه فلسطین، مسائل اجتماعی، فرهنگ، سبک زندگی و ویژگیهای مردم آن نیز روایت داشته باشیم. از این منظر، «سپیدهدم در غزه» تلاش کرده است بخشی از این خلأ را با روایت مستقیم مردم پر کند.

نخبگان باید روایتگر مسئله فلسطین در ایران باشند
علیرضا کمیلی، منتقد ادبی با اشاره به کمبود آثار ترجمهشده درباره فلسطین گفت: در حوزه روایت فلسطین در ایران با آسیبهایی مواجه هستیم که باعث شده واکنش جامعه ما نسبت به مسئله غزه با برخی جوامع دیگر متفاوت باشد.
وی افزود: به نظر میرسد روایت مسئله فلسطین در ایران، درست یا غلط، با مسائل سیاسی داخلی گره خورده است؛ بهگونهای که بخشی از جامعه، مواضع حاکمیت درباره فلسطین را در کنار سایر مسائل سیاسی و اقتصادی کشور میبیند. راهحل این مسئله کنار گذاشتن موضوع فلسطین از سوی حاکمیت نیست، بلکه باید روایت غزه و فلسطین بیش از گذشته در اختیار نخبگان ایرانی قرار بگیرد.
کمیلی ادامه داد: وقتی نخبگان روایتگر یک پدیده انسانی و اجتماعی میشوند، روایت باورپذیرتر خواهد بود و میزان درهمتنیدگی آن با سیاست نیز کاهش پیدا میکند. بنابراین لازم است مسئله فلسطین از زوایای مختلف برای جامعه ایرانی روایت شود.
این منتقد ادبی با اشاره به نقش آثار فرهنگی و هنری در شکلدهی به نگاه جامعه اظهار کرد: بعد از گذشت دو سال و نیم از عملیات طوفان الاقصی، اگر مهمترین جشنواره مستند کشور یعنی جشنواره «سینماحقیقت» را بررسی کنیم، آثار قابل دفاع زیادی درباره غزه نمیبینیم. پس از فیلمهایی مانند «سرزمین فرشتهها» نیز همچنان با کمبود آثار سینمایی و مستند فاخر درباره فلسطین مواجه هستیم.
وی گفت: جامعه فقط مخاطب رسانههای رسمی نیست و از شبکههای مختلف، فیلمها و سریالهای متنوع تأثیر میگیرد. وقتی ما در این حوزه کار خوب و اثر فاخر تولید نمیکنیم، طبیعی است که روایتهای دیگر فضای بیشتری برای تأثیرگذاری پیدا کنند. در حوزه کتاب نیز وضعیت مشابهی داریم و حتی گاهی آثاری که درباره فلسطین منتشر یا در جشنوارهها تقدیر میشوند، از نظر کیفیت با انتظار موجود فاصله دارند.
کمیلی با تأکید بر فاصله موجود میان جامعه ایرانی و واقعیتهای فلسطین عنوان کرد: ما با یک فاصله واقعی و غیرقابل انکار در فهم واقعیتهای یکی از مهمترین مسائل حقوق بشری جهان مواجه هستیم. اگر قرار است این فاصله کاهش پیدا کند، باید شیوه روایت فلسطین را تغییر دهیم.
وی افزود: در روایتهای مربوط به غزه، نباید همه چیز به جنگ، مرگ و گروههای سیاسی محدود شود. باید زندگی مردم، فرهنگ، جامعه، تحصیل، هنر، خانواده و تجربههای روزمره آنها نیز روایت شود. به همین دلیل معتقدم «راوی» و «روایت» درباره غزه باید تغییر کند و نخبگان میتوانند نقش مهمی در این تغییر داشته باشند.
این منتقد ادبی ادامه داد: اگر روایت فلسطین را به نخبگان دانشگاهی، فرهنگی، هنری و اجتماعی بسپاریم، میتوانیم تصویری انسانیتر و باورپذیرتر از این مسئله ارائه کنیم؛ تصویری که الزاماً از مسیر سیاست عبور نمیکند و میتواند با بخشهای مختلف جامعه ارتباط برقرار کند.
کمیلی با اشاره به تأثیر تحولات غزه بر فضای سیاسی و اجتماعی کشورهای دیگر گفت: امروز آثار جنگ غزه حتی در فضای سیاسی آمریکا نیز قابل مشاهده است و بخشی از جریانهای سیاسی و اجتماعی این کشور مواضع صریحتری درباره رابطه با رژیم صهیونیستی اتخاذ کردهاند. این نشان میدهد که مسئله فلسطین فقط یک موضوع منطقهای نیست و روایت آن میتواند بر فضای اجتماعی و سیاسی جهان اثر بگذارد.
وی در پایان با اشاره به یک نظرسنجی درباره میزان شناخت جامعه ایران از گروههای فلسطینی گفت: پس از عملیات طوفان الاقصی از مردم درباره میزان شناختشان از گروههایی مانند حماس، جهاد اسلامی و جبهه خلق برای آزادی فلسطین پرسش شد. با وجود اینکه این موضوع مدت زیادی در رسانههای جهان مطرح بود، میزان شناخت مردم از این گروهها بسیار پایین بود؛ بهعنوان نمونه، حدود ۳۰ درصد افراد حماس را میشناختند و میزان شناخت از گروههای دیگر نیز بسیار کمتر بود. این موضوع نشان میدهد که صرفاً تکرار یک موضوع در رسانهها به معنای ایجاد شناخت عمیق در جامعه نیست و نوع روایت و شیوه ارائه آن اهمیت زیادی دارد.
ادامه دارد...
دبیرسرویس: #میثم_عربی
قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.













دیدگاه