
به گزارش قم پرس؛ یکی از ضعفهایی که در بخشی از دستگاههای اداری، اجرایی و حتی خدماترسان دیده میشود، کمبود خبر نیست؛ ضعف در «روایت» است. روابطعمومی ممکن است هر روز چند خبر، گزارش جلسه، نقلقول مدیر و متن طولانی منتشر کند، اما مخاطب در پایان نداند دقیقاً چه اتفاقی افتاده، چه مشکلی حل شده، چه مقدار پیشرفت حاصل شده و این خدمت چه تغییری در زندگی او ایجاد کرده است.
اینجاست که تفاوت «انتشار محتوا» با «روایتگری» آشکار میشود
روایت درست از یک خدمت، فقط اعلام برگزاری جلسه، بازدید مدیر یا تکرار چند جمله رسمی نیست. باید نقطه آغاز مسئله را نشان دهد، وعدهها و اعداد را ثبت کند، مسیر اجرا را توضیح دهد، نتیجه را با سند ارائه کند و در نهایت به سادهترین زبان بگوید سهم مردم از این همه جلسه، بودجه، پروژه و تصمیم چه بوده است.
در سوی دیگر میدان، منتقد امروز الزاماً منتقد دیروز نیست که تنها یک اعتراض مطرح کند و از کنار آن بگذرد. منتقد حرفهای آرشیو دارد، داده جمع میکند، خبرهای گذشته را با اظهارات امروز تطبیق میدهد، تاریخ وعدهها را نگه میدارد، تصاویر و اسناد را مقایسه میکند و با رسانه در ارتباط است. یک مطالبه ممکن است هفتهها و ماهها دنبال شود تا بالاخره به نقطهای برسد که قابلیت تبدیلشدن به یک نقد مستند رسانهای را پیدا کند.
در چنین شرایطی، عجیب است اگر دستگاه اجرایی همچنان تصور کند با فرستادن یک متن بلند و چند عکس از جلسه، وظیفه اطلاعرسانی انجام شده است.
گاهی یک منتقد برای طرح یک پرسش، چند ماه اطلاعات جمعآوری میکند؛ اما دستگاهی که خود صاحب اطلاعات، آمار، بودجه، گزارش پیشرفت و کارشناسان تخصصی است، همان موضوع را در قالب متنی طولانی، اداری و کماثر منتشر میکند که مخاطب از چند سطر نخست آن عبور میکند.
این ضعف فقط مسئله روابطعمومی نیست؛ مسئله حکمرانی رسانهای است
اگر یک دستگاه نتواند خدمت خود را دقیق، مستند، ساده و قابلفهم روایت کند، نباید انتظار داشته باشد افکار عمومی صرفاً بر اساس تعداد خبرهای منتشرشده درباره عملکرد آن قضاوت کند. در عصر داده و آرشیو دیجیتال، دیگر نمیتوان با انبوه متن، جای روایت را پر کرد.
روابطعمومی موفق، کارخانه تولید متن نیست؛ باید حافظه دستگاه، مرکز داده عملکرد و پل ارتباطی میان خدمت و افکار عمومی باشد.
مدیران نیز باید بدانند همانقدر که اجرای یک پروژه اهمیت دارد، ارائه روایت دقیق و صادقانه از چرایی، هزینه، زمانبندی، پیشرفت و نتیجه آن نیز اهمیت دارد. اگر این روایت ساخته نشود، خلأ باقی نمیماند؛ دیگران آن را با دادهها، پرسشها و برداشتهای خود پُر خواهند کرد.
امروز منتقدان بیدارند، آرشیو میکنند، دادههایشان را بهروز نگه میدارند و مطالبه را تا رسیدن به نتیجه دنبال میکنند. دستگاه اجرایی نیز اگر میخواهد در این میدان عقب نماند، باید از «ارسال خبر» عبور کند و هنر «روایت خدمت» را بیاموزد.











دیدگاه