کد خبر: 468250
۰
۰
نسخه چاپی

دشمن عوض نشده است

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: شاید شما هم گفت‌وگوی دیشب یک برنامه‌ پربیننده و خوب سیما را دیده باشید. مهمان برنامه می‌کوشید به راهی برای مذاکره با ایالات متحده برسد. این برای بعضی عجیب است، اما برای من ترسناک است. به حکم عقل وقتی رفتاری تکرار شود، آن را تصادف نمی‌بینیم، الگو می‌بینیم و به یاد می‌سپاریم.

آمریکا نزدیک ۱۷۰ سال است در موقعیت‌های متفاوت یک رفتار را تکرار کرده است؛ مذاکره می‌کند، اما مذاکره را مانع ضربه زدن به طرف مقابل نمی‌داند، مکمل آن می‌داند. نباید با وجود این سابقه، هنوز با آغاز هر مذاکره کسانی امیدوار شوند که شاید این بار داستان فرق کرده باشد.

۱۲ شهریور ۱۲۳۴، آمریکا هنوز قدرت جهانی امروز نبود. داشت با زور سرزمین بومیان آمریکای شمالی را می‌گرفت و راه را برای پیشروی مهاجران قاره‌ اروپا باز می‌کرد. لاکوتاها یکی از ملت‌های ساکن آن سرزمین بودند. در حالی که گفت‌وگو برای پایان دادن به خون‌ریزی جریان داشت، سرهنگ ویلیام هارنی مطمئن شد که نیروهایش در موضع خوبی مستقر شده‌اند، حمله کرد، ۸۶ مرد، زن، و کودک را کشت و ۷۰ نفر را اسیر کرد. مذاکره برای آمریکا تعهدی ایجاد نکرده بود که تا پایان گفت‌وگو آدم نکشد.

نزدیک صد سال بعد، همین رفتار را در ایران می‌بینیم. دولت مصدق نفت ایران را ملی کرده بود و بریتانیا می‌خواست کنترل خود بر نفت ایران را پس بگیرد. محمد مصدق با امید فراوان با آمریکا مذاکره می‌کرد و به میانجیگری آمریکا امید داشت. آمریکا هم‌زمان، همراه با بریتانیا برای سرنگونی دولت مصدق برنامه‌ریزی می‌کرد. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عملیات را انجام دادند و مصدق را سرنگون کردند. یک طرف برای حل مسئله مذاکره می‌کرد و طرف دیگر هم‌زمان مقدمات سرنگونی او را فراهم می‌کرد.

۲۷ آذر ۱۳۵۱ نوبت ویتنام بود. آمریکا سال‌ها با ویتنام شمالی جنگیده بود و حالا در پاریس با آن‌ها در حال مذاکره بود و همزمان بمباران گسترده‌ هانوی، پایتخت، و هایفونگ، بندر اصلی ویتنام شمالی را آغاز کرد. یازده روز بمباران سنگین ابزار این بود که ویتنامی‌ها را زیر فشار نظامی در مذاکره عقب بنشانند. بمباران و مذاکره دو کار مجزا نبودند. بمباران وسیله‌ای برای نتیجه‌گیری از مذاکره بود.

۹ اسفند ۱۴۰۴ ما باز با همین الگو روبه‌رو شدیم. ایران و آمریکا در حال مذاکره بودند. هنوز مسیر مذاکره باز بود که آمریکا و اسرائیل حمله به ایران را آغاز کردند. رهبر شهید را در محل کارش و کودکان را در مدرسه‌ شجره‌ طیبه در میناب، و فرماندهان را در جاهای دیگر به شهادت رساندند.

از کشتار لاکوتاها تا حمله به ایران، آمریکا بسیار تغییر کرد، اما این الگوی رفتاریش تغییر نکرده است. مذاکره برای آمریکا جایگزین فشار و حمله نیست. یکی از ابزارهای قدرت است؛ کنار تحریم، کودتا، عملیات پنهانی، و جنگ.

مسئله آشکارا این نیست که مذاکره نکنیم. بلکه این است که چه تصوری داشته باشیم. بعد از ۱۷۰ سال، انتظار این که آمریکا بر سر میز مذاکره ناگهان رفتارش را تغییر دهد، خوش‌بینی نیست؛ چشم بستن بر سابقه است. وقتش نرسیده که به جای انتظار برای تغییر الگوی رفتار آمریکا، الگوی خوش‌بینی خودمان به آمریکا را تغییر بدهیم؟

دبیرسرویس: #میثم_عربی

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید