، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: در روزهای پرتلاطم پس از انقلاب ۱۳۵۷، جامعه ایران در حال تجربه بازتعریف بسیاری از نهادهای دینی و سیاسی بود. در این میان، نماز جمعه جایگاهی ویژه یافت؛ نهادی که در سالهای پیش از انقلاب بیش از هر چیز با خاطرهای فقهی و عبادی شناخته میشد، اما پس از انقلاب به تریبونی برای بیان مسائل سیاسی، اجتماعی و آرمانهای انقلابی تبدیل شد. چهره محوری این آغاز تازه، آیتالله سید محمود طالقانی بود؛ روحانی پیشرویی که هم پیش از انقلاب در مبارزه سیاسی و هم پس از آن در سامان دادن به نظم جدید نقش مهمی داشت.
نخستین نماز جمعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فقط یک آیین عبادی نبود؛ نشانهای بود از بازگشت دین به متن سیاست و جامعه. این مراسم که به امامت آیتالله سید محمود طالقانی در دانشگاه تهران برگزار شد، به سرعت به یکی از مهمترین رخدادهای نمادین ماههای نخست انقلاب بدل شد و بعدها راه را برای شکلگیری نهادی اثرگذار در حیات سیاسی جمهوری اسلامی گشود.
شکلگیری سنتی که به یکی از مهمترین تریبونهای سیاسیاجتماعی جمهوری اسلامی تبدیل شد
آیتالله سید محمود طالقانی از برجستهترین چهرههای روحانیت معاصر ایران بود؛ روحانیای که نام او با تفسیر قرآن، مبارزه سیاسی، دفاع از آزادی و حساسیت نسبت به عدالت اجتماعی گره خورده است. او در ماههای نخست پس از پیروزی انقلاب، یکی از چهرههای مورد اعتماد مردم و رهبران انقلاب به شمار میرفت و همین جایگاه باعث شد که مسئولیت برگزاری نخستین نماز جمعه پس از انقلاب بنا به درخواست خود او توسط امام خمینی (ره) به او سپرده شود.
طالقانی به نماز جمعه توجه ویژهای داشت و پیش از پیروزی انقلاب در مسجد هدایت، از اهمیت نماز جمعه سخن گفته بود، در همین راستا شش ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پیشنهاد احیای سنت نماز جمعه را با امام خمینی در میان گذاشت که ایشان هم با این پیشنهاد موافقت کرد و شب چهارشنبه سوم مرداد، امام خمینی با ارسال پیامی به آیتالله طالقانی تکلیف کرد که از آن تاریخ به بعد نماز جماعت را به وکالت از طرف ایشان در تهران برگزار نماید. همچنین قرار براین شد تا در دو خطبه مسائل سیاسی و اجتماعی را برای مردم بیان کند؛ طالقانی خود نیز به اهمیت این سنت دینی-اجتماعی باور داشت و پیش از انقلاب بارها از نقش نماز جمعه در ایجاد همبستگی و آگاهی سخن گفته بود. پس از این واقعه بود که امامان جمعه در سراسر کشور منصوب شدند.

به این ترتیب نخستین نماز جمعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در پنجم مرداد ۱۳۵۸، برابر با سوم رمضان ۱۳۹۹ قمری، در دانشگاه تهران برگزار شد. انتخاب دانشگاه تهران به عنوان محل برگزاری، اتفاقی ساده نبود؛ این مکان در آن زمان یکی از نمادهای اصلی تحولات سیاسی و حضور مردم در صحنه عمومی بود. از همان ابتدا روشن بود که این نماز جمعه قرار نیست فقط یک مراسم عبادی معمولی باشد، بلکه قرار است به یک رخداد تاریخی و اجتماعی بدل شود؛ رخدادی که هم نشانه وحدت باشد و هم عرصهای برای بازتاب پیام انقلاب.
حضور مردم در این مراسم بسیار گسترده بود. گزارشهای آن زمان و روایتهای تاریخی بعدی از جمعیتی عظیم سخن میگویند که فضای دانشگاه و خیابانهای اطراف را پر کرده بود. همین استقبال پرشور نشان میداد که جامعه پس از انقلاب، نماز جمعه را صرفا یک فریضه فردی نمیبیند، بلکه آن را مجالی برای دیدار، شنیدن، همبستگی و مشارکت جمعی تلقی میکند. در واقع، نخستین نماز جمعه طالقانی از همان آغاز نشان داد که میتواند نقش یک رسانه عمومی را ایفا کند؛ رسانهای که نه فقط عبادت، بلکه تفسیر رخدادهای زمانه را نیز بر عهده دارد.
خطبه هایی که مردم را مخاطب قرار میداد و به متن حوادث میآورد
خطبههای نخستین نماز جمعه از مهمترین بخشهای این رویداد تاریخی بودند. طالقانی در این خطبهها نماز جمعه را به عنوان «مظهر وحدت توحیدی» معرفی کرد؛ وحدتی که مسلمانان را از پراکندگی بیرون میآورد و در یک صف مشترک قرار میدهد. او با استناد به آیات قرآن، بهویژه آیههای سوره جمعه، توضیح داد که دعوت به نماز جمعه صرفا دعوت به حضور در نماز نیست، بلکه دعوتی برای بازگشت به ذکر خدا، کنار گذاشتن مشغلههای روزمره و ورود به یک تجربه جمعیِ آگاهانه است. در نگاه او، نماز جمعه جایگاهی برای پیوند میان ایمان، آگاهی و مسئولیت اجتماعی بود.
طالقانی در نخستین خطبه گفت: «کدام کشور، کدام بلوک، کدام مکتب دارای چنین صفی است؟ صفی که متصل به هم است و چنین صفی را نمیتوان با پول و رشوه و فریب تشکیل داد؛ بلکه میتوان آن را با حق، ایمان خالص و فرمان الهی فراهم کرد. همین صف است که دشمنان اسلام را نگران کرده است و برای اینکه این صف را قطع و متلاشی کنند هر روز بهانهجویی میکنند، زیرا نگران هستند که اگر این صف محکم، گستردهتر و پیوستهتر شد دیگر جایی برای نفوذ استعمار شرق و غرب و مکتبهای دیگر وجود ندارد. این صف عظیم توحید است، صف عبادت است، صف نماز است، صف جهاد است. دشمنان دسیسه کنند اگر چند روزی هم تعطیل کنند، همانطور که ۱۴ قرن تعطیل نشد، حالا هم تعطیل نخواهد شد. دسیسهها و برادرکشیهایی که در اطراف کشور انجام میشود برای متلاشیکردن صف مسلمانان است، برای اینکه وحدت را از بین ببرند؛ وحدتی که از درون دلها و وجدانها سرچشمه گرفته و با رهبریهای قاطع اسلامی به حرکت درآمده است؛ از این رو، دنیا را نگران ساخته و آمریکا، امپریالیست، اروپا، صهیونیسم را به وحشت انداخته است. در نتیجه در سرحدات ما مشغول به انجام توطئه شدهاند تا به گمان خود این صف را متلاشی سازند اما اقدامات آنها نتیجهای جز رسوایی به دنبال نخواهد داشت. زیرا ایران مجهز به سپاه است؛ سپاهی که محدود به ارتش نیست و همهی زنان و مردان از کوچک و بزرگ، سپاه اسلام و پاسدار اسلام هستند.»
در واقع طالقانی خطبهها را از سطح تفسیر صرف عبادی فراتر برد. او نماز جمعه را تریبونی برای هشدار نسبت به توطئهها و «دسایس دشمنان» دانست و تأکید کرد که مسلمانان باید از رخدادهای سیاسی و اجتماعی زمانه خود آگاه باشند. در فضای پس از انقلاب، این سخن معنایی روشن داشت: انقلاب نباید به یک جریان بسته و محدود به گروهی خاص تبدیل شود. مردم باید همچنان در مرکز تحولات بمانند و نسبت به آینده کشور احساس مسئولیت کنند. همین رویکرد بود که خطبههای طالقانی را به متنی فراتر از موعظه دینی بدل کرد و به آنها رنگی آشکارا سیاسی و اجتماعی بخشید.
اهمیت تاریخی این خطبهها در این بود که نخستین نماز جمعه انقلاب را به یک صحنه تبیینگر تبدیل کردند؛ صحنهای که در آن دین و سیاست نه در برابر هم، بلکه در کنار هم قرار گرفتند. این مراسم در زمانی برگزار شد که فضای سیاسی کشور هنوز در حال شکلگیری بود و انتخابات مجلس خبرگان نیز در جریان بود. از همین رو، طالقانی در خطبههای خود به اهمیت انتخاب، مسئولیت عمومی و مشارکت آگاهانه مردم نیز اشاره کرد. او میخواست نماز جمعه تنها محل دعا و نیایش نباشد، بلکه به مکانی برای آموزش سیاسی و اخلاقی جامعه تبدیل شود.
لحن خطبههای طالقانی حماسی، قرآنی و دعوتگر بود. او با بهرهگیری از زبان دین، پیامهای اجتماعی و سیاسی خود را منتقل میکرد و میان خطابه مذهبی و تحلیل اجتماعی پلی میزد. در خطبه دوم نیز بر پیوند سرنوشت مسلمانان با محرومان و مستضعفان تأکید کرد و نگاه خود را از مرزهای ایران فراتر برد. این رویکرد نشان میداد که طالقانی، نماز جمعه را در چارچوبی وسیعتر از مناسک هفتگی میفهمد؛ برای او این مراسم میتوانست آینهای از وضعیت جهان اسلام و جایگاه مسلمانان در برابر ظلم، بیعدالتی و انفعال باشد.
بازتاب نخستین نماز جمعه و خطبههای طالقانی بسیار گسترده بود. در حافظه جمعی آن دوره، این مراسم به عنوان یک نقطه آغاز مهم ثبت شد؛ نقطهای که از یک سو به بازسازی نهادهای دینی پس از انقلاب کمک کرد و از سوی دیگر، نشان داد که خطبه جمعه میتواند نقشی فراتر از عبادت هفتگی داشته باشد. بسیاری از گزارشها از شور عمومی، ازدحام جمعیت و احساس مشارکت تاریخی مردم در آن روز سخن گفتهاند. همین ویژگیها باعث شد که نماز جمعه از همان ابتدا به یکی از مهمترین تریبونهای رسمی جمهوری اسلامی بدل شود.
سنتی که طالقانی آغاز کرد، با محرابهای خونین ادامه یافت
اما طالقانی عمر زیادی برای ادامه این مسیر نداشت. او پس از برگزاری چند نماز جمعه دیگر، در ۱۸ شهریور ۱۳۵۸ درگذشت. آخرین نماز جمعهاش در بهشت زهرا برگزار شده بود؛ مکانی که خود به یکی از نمادهای انقلاب تبدیل شده بود. مرگ زودهنگام او باعث شد که نقش تاریخیاش در آغاز نهاد نماز جمعه بیش از پیش برجسته شود. طالقانی نه تنها آغازگر این سنت در جمهوری اسلامی بود، بلکه با شخصیت و خطبههایش به آن هویت بخشید. از همین رو، نام او در تاریخ نماز جمعه ایران جایگاهی ویژه دارد؛ جایگاهی هم نمادین و هم عملی.

وسط: شهید قاضی طباطبایی
چپ بالا : شهید مدنی، چپ پایین: شهید اشرفی اصفهانی
در سالهای بعد، نماز جمعه در تهران و شهرهای دیگر ادامه یافت و به نهادی ثابت در ساختار سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی تبدیل شد. از میان همه امامان جمعه، پنج نفر به شهادت رسیدند و به نام «شهدای محراب» شناخته شدند: سید محمدعلی قاضی طباطبایی، سید اسدالله مدنی، سید عبدالحسین دستغیب، محمد صدوقی و عطاءالله اشرفی اصفهانی. این عنوان بهتدریج در حافظه رسمی جمهوری اسلامی جایگاه مهمی یافت و به نمادی از پیوند میان عبادت، مبارزه و شهادت تبدیل شد. در مقابل، آیتالله طالقانی با وجود آنکه نخستین امام جمعه تهران پس از انقلاب بود، در شمار شهدای محراب قرار نمیگیرد.
نخستین نماز جمعه پس از انقلاب در تاریخ 5 مرداد 1358 را باید یکی از رخدادهای کلیدی ماههای آغازین جمهوری اسلامی دانست؛ رخدادی که هم بازتابدهنده فضای پرشور آن روزها بود و هم آینده یک نهاد مهم را ترسیم کرد. خطبههای طالقانی در آن روزها نشان دادند که نماز جمعه میتواند هم محل عبادت باشد، هم صحنه آگاهیبخشی، هم عرصه بیان سیاست و هم نماد وحدت اجتماعی و هم ساحت حضور همه اقشار جامعه. از همین رو، این مراسم تنها یک رویداد مذهبی نبود، بلکه بخشی از تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران پس از انقلاب به شمار میآید.
دبیرسرویس: #میثم_عربی
منبع : مهر
قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.













دیدگاه