
۱۷ مرداد در تقویم رسمی کشور، روز خبرنگار نام گرفته است؛ روزی برای یادآوری شأن حرفهای کسانی که کارشان پرسیدن، پیگیری کردن، مطالبهگری و روایت واقعیت است. اما ظاهراً هرکس این روز را از زاویه دید و خوشایند خودش تفسیر میکند؛ یکی خبرنگار را میبیند، یکی مسئول را، یکی هم فرصت را برای یک دیدار و عکس یادگاری مناسب میداند. در دو، سه سال اخیر، این تصویر کموبیش در فضای رسانهای قم دیده شده که برخی مدیران و مسئولان، به مناسبت روز خبرنگار، برنامه خود را در خانه مطبوعات قم خلاصه میکنند؛ گویی با حضور در دفتر هیأتمدیره خانه مطبوعات و چند عکس یادگاری، پرونده روز خبرنگار جامعه رسانهای قم نیز بسته شده است.
خانه مطبوعات محترم است و فلسفه وجودی تشکلهای صنفی رسانهای نیز روشن است؛ دفاع از حقوق حرفهای خبرنگاران، پیگیری مطالبات صنفی و ایجاد ارتباط میان جامعه رسانهای و دستگاههای مختلف. اما درست همینجا باید یک سؤال ساده پرسید: آیا خانه مطبوعات قرار است نماینده همه خبرنگاران باشد یا خبرنگاران قرار است به نمایندگی از خانه مطبوعات دیده شوند؟
این دو، یکی نیستند
اینکه خانه مطبوعات «خانه همه مطبوعات» معرفی شود، اگر به معنای نمایندگی کامل و بیقیدوشرط همه رسانههای قم باشد، تعبیر دقیقی نیست. بسیاری از رسانهها و خبرنگاران اساساً عضو تشکلهای صنفی نیستند و اتفاقاً بخشی از رسانههای مستقل، حرفهای و مطالبهگر بیرون از این ساختارها فعالیت میکنند.
مسأله اما فقط عضویت یا عدم عضویت نیست؛ مسأله، نوع مواجهه با جامعه رسانهای است
اگر خانه مطبوعات واقعاً خود را خانه اهالی رسانه میداند، انتظار میرود در روز خبرنگار میزبان خبرنگار باشد، نه میزبان مسئول برای خبرنگار.
خانه مطبوعات باید میداندار باشد؛ اما میدانداری به این معنا نیست که همه مسئولان را به دفتر هیأتمدیره بکشاند و مناسبت روز خبرنگار را در یک فضای محدود خلاصه کند. میدانداری واقعی یعنی خودش وارد میدان شود، سراغ خبرنگاران و رسانههای مختلف برود، مشکلات آنان را بشنود، از خبرنگاران میدانی تقدیر کند و اگر مسئولی قصد دیدار و تکریم دارد، او را به سمت جامعه متنوع رسانهای هدایت کند.
چرا خودِ خانه مطبوعات نباید مسئولان را برای دیدار با خبرنگاران مختلف «قطار» کند؟
اینجا یک مسئله مهمتر هم مطرح است؛ کدخداپنداری در فرهنگ عمومی ما گفتهاند: «اگر کدخدا را ببینی، ده را دیدهای.» این ضربالمثل شاید در مناسبات سنتی معنایی داشته باشد، اما رسانه امروز «ده» نیست که یک کدخدا داشته باشد.
رسانه مستقل، کدخدا ندارد هیچ مدیر، مسئول، تشکل یا مجموعهای نمیتواند با نزدیکشدن به یک واسطه تصور کند کل فضای رسانهای را در اختیار گرفته است. نمیتوان با یک دیدار، یک هدیه، یک دعوت یا یک میزبانی، رسانههای مستقل را خرید یا منتقدان را مدیریت کرد.
کدخدا اگر هم راضی شود، رسانه را نمیتواند راضی کند
مشکل از جایی آغاز میشود که برخی مدیران یا مشاوران کمخرد رسانهای به آنان القا میکنند که اگر رابطه با «کدخدا» خوب باشد، میتوان از شر نقدهای رسانهای خلاص شد؛ اگر چند عکس یادگاری گرفته شود، اگر چند جمله محبتآمیز گفته شود و اگر یک مناسبت در یک جمع محدود برگزار شود، دیگر خبری از نقد و مطالبهگری نخواهد بود.
این نگاه، نه مدیریت رسانهای است و نه سواد رسانهای؛ این فقط پاککردن صورتمسأله است.
اگر مدیری عملکرد خوبی دارد، رسانه باید آن را ببیند و منتشر کند. اگر ضعف دارد، باید پاسخ بدهد. اگر نقدی نادرست است، مستند پاسخ دهد. اگر ابهامی وجود دارد، شفافسازی کند. هیچکدام از این مسائل با راضی نگهداشتن یک تشکل یا چند نفر حل نمیشود.
پوشاندن ضعف، ضعف را از بین نمیبرد؛ فقط روز افشای آن را عقب میاندازد
از سوی دیگر، اگر خانه مطبوعات بهعنوان یک تشکل صنفی، ناخواسته به نقطهای تبدیل شود که برخی مدیران تصور کنند با رضایت آن میتوانند از نقد سایر رسانهها در امان بمانند، این برای خود خانه مطبوعات نیز یک آسیب جدی است.
خانه مطبوعات باید سپر خبرنگار در برابر قدرت باشد، نه سپر قدرت در برابر خبرنگار نمایندگی صنفی با نمایندگی مطلق جامعه رسانهای تفاوت دارد. خانه مطبوعات میتواند از اعضای خود دفاع کند، میتواند مطالبات صنفی را دنبال کند و میتواند در مناسبات حرفهای نقشآفرین باشد؛ اما نمیتواند به جای تمام رسانههای قم سخن بگوید یا حضور چند نفر در دفتر هیأتمدیره را معادل حضور جامعه رسانهای تلقی کند.
رسانههای مستقل، مدیرمسئول دارند، خبرنگار دارند، تحریریه دارند و مهمتر از همه، مسئولیت قانونی و حرفهای خود را دارند. این رسانهها از هیچکس جز قانون و مدیرمسئول خود تبعیت نمیکنند.
بنابراین اگر مسئولی تصور کرده است با «کدخداپنداری» میتواند همه رسانهها را مدیریت کند، بهتر است در این محاسبه تجدیدنظر کند.
رسانه روستا نیست؛ کدخدا هم ندارد
و اگر کسی فکر کرده است با یک تکه نان میتوان کدخدا را راضی کرد و با رضایت کدخدا، از نقدهای رسانهای در امان ماند، احتمالاً هنوز با واقعیت رسانه مستقل روبهرو نشده است. چون روز خبرنگار، روز تبریک و عکس و هدیه است؛ اما روزهای پس از خبرنگار، روز پاسخگویی است.
آنجاست که معلوم میشود چه کسی واقعاً خبرنگار را تکریم کرده و چه کسی فقط تلاش کرده است «کدخدا» را راضی نگه دارد.
رحمت خدا، یه نون بده به کدخدا!
اما در رسانه امروز، حتی اگر کدخدا نانش را هم بگیرد، تضمینی برای سکوت ده وجود ندارد.













دیدگاه