کد خبر: 468711
۰
۰
نسخه چاپی

دوست پیدا کردن سخت‌تر است یا نگه داشتنش؟

به گزارش قم پرس کتاب «موش مرده‌ی خیس» نوشته زهرا شاهی و منتشرشده در نشر مهرستان، دومین جلد از مجموعه سه‌جلدی «گروه موسیقی پشه‌بند» است؛ داستانی طنز و ماجراجویانه درباره سه دانش‌آموز که این‌بار تصمیم می‌گیرند برای هم‌کلاسی‌شان دوست پیدا کنند.

ماجرا از جایی شروع می‌شود که اراد، هم‌کلاسی بچه‌های گروه پشه‌بند، سراغ آن‌ها می‌آید و می‌گوید کسی حاضر نیست با او دوست شود. پرهام، شایان و هادی دلشان برای اراد می‌سوزد و ابتدا تصمیم می‌گیرند او را به گروه خودشان اضافه کنند؛ اما خیلی زود متوجه می‌شوند که نه اسم اراد با ترکیب گروه جور درمی‌آید و نه صدای آرام او به گروه موسیقی پشه‌بند می‌خورد.

بچه‌ها به‌جای کنارگذاشتن اراد، تصمیم تازه‌ای می‌گیرند: راه‌اندازی گروهی برای دوست‌یابی. گروهی که قرار است آدم‌هایی را که دوست ندارند یا نمی‌توانند دوست پیدا کنند، به یکدیگر معرفی کند.

نام این گروه هم طبق معمول، بی‌دردسر انتخاب نمی‌شود و سرانجام عنوان «گروه کمک و لامصب اصل کمک‌رسانی» را انتخاب می‌کنند؛ گروهی که مخفف اسمش می‌شود «کولاک» تا راز آلودتر بتواند به عملیات خودش بپردازد.

عملیات دوست‌یابی

اعضای گروه کولاک برای شروع کار، فرمی طراحی می‌کنند و سراغ دانش‌آموزان می‌روند تا ببینند چه کسی به دنبال دوست می‌گردد. قرار است اگر فرد مناسبی پیدا شد، او را به اراد معرفی کنند؛ اما مشکل اینجاست که هیچ‌کس علاقه‌ای به دوستی با اراد نشان نمی‌دهد.

بچه‌ها که نمی‌خواهند مأموریتشان شکست بخورد، یکی‌یکی نقشه‌های تازه‌ای طراحی می‌کنند. اولین گزینه ایلیا است؛ پسری که علاقه زیادی به خوراکی دارد. گروه پشه‌بند تصمیم می‌گیرد از همین علاقه استفاده کند و در ازای خوراکی، ایلیا را به دوستی با اراد ترغیب کند.

دوستی شکل می‌گیرد، اما خیلی زود مشکلات تازه‌ای خودش را نشان می‌دهد. اراد مدام از خانواده، سفرها و امکاناتش حرف می‌زند و حتی از ایلیا می‌خواهد بعضی کارهایش را انجام دهد. همین رفتارها باعث می‌شود ایلیا نتواند این رفاقت را ادامه دهد.

وقتی دلسوزی هم جواب نمی‌دهد

گروه کولاک برای شکست‌نخوردن، نقشه دیگری می‌کشد. این‌بار تصمیم می‌گیرند با تحریک حس دلسوزی، برای اراد دوست پیدا کنند. آن‌ها به ارتین می‌گویند مادر اراد بیمار است و او به کسی نیاز دارد که کنارش باشد.

ارتین که پدربزرگش با بیماری سرطان دست‌وپنجه نرم می‌کند، احساس می‌کند می‌تواند شرایط اراد را درک کند و با او دوست شود. اما این بار هم رابطه دوستی دوام نمی‌آورد. رفتار و غرور اراد باعث می‌شود ارتین نیز نتواند رفاقتش را ادامه دهد.

در این میان، گروه پشه‌بند برای شکل‌دادن این دوستی‌ها حتی به دروغ متوسل شده و حالا خودش نیز با پیامد تصمیم‌هایش روبه‌رو می‌شود.

دوستی را نمی‌شود برای کسی سفارش داد

بعد از شکست چند نقشه، اعضای گروه به این نتیجه می‌رسند که نمی‌توانند برای اراد دوست پیدا کنند. مشکل فقط نبودن یک دوست نیست؛ خود اراد هم باید در رفتار و برخوردش با دیگران تغییر ایجاد کند.

پرهام که از رفتار طلبکارانه اراد و انتظاراتش از گروه ناراحت شده، دیگر حاضر نیست برای او دنبال دوست بگردد. در نهایت، گروه کولاک تصمیم می‌گیرد مأموریتش را درباره اراد متوقف کند و به سراغ دانش‌آموزان دیگری برود که واقعاً برای پیدا کردن دوست به کمک نیاز دارند.

به این ترتیب، گروه پشه‌بند کار خود را ادامه می‌دهد؛ این‌بار نه با تلاش برای تغییر دادن اراد، بلکه با پیدا کردن آدم‌هایی که می‌توانند دوست‌های مناسبی برای یکدیگر باشند.

حکایتی درباره مهارت دوست‌یابی

یکی از محورهای اصلی «موش مرده‌ خیس»، موضوع دوست‌یابی و حفظ دوستی است؛ مسئله‌ای که در داستان، از یک درخواست ساده شروع می‌شود اما کم‌کم نشان می‌دهد که داشتن دوست فقط به پیدا کردن یک نفر برای همراهی محدود نمی‌شود.

در بخشی از کتاب، این موضوع با یکی از حکمت‌های نهج‌البلاغه پیوند می‌خورد؛ اینکه توانایی در به‌دست‌آوردن دوستان، خود یک مهارت است و از آن مهم‌تر، حفظ دوستانی است که در زندگی پیدا کرده‌ایم. در این نگاه، رابطه دوستی چیزی نیست که صرفاً با کنار هم قرار گرفتن دو نفر شکل بگیرد؛ رفتار، گفت‌وگو، توجه به دیگری و نوع برخورد با دوست نیز در ماندگارشدن آن نقش دارد.

همین نکته در ماجرای اراد اهمیت پیدا می‌کند. اعضای گروه پشه‌بند تصور می‌کنند مشکل او فقط نداشتن دوست است و اگر فرد مناسبی را پیدا کنند، مسئله حل می‌شود. برای همین چند بار تلاش می‌کنند او را با دانش‌آموزان دیگر آشنا کنند؛ حتی برای این کار سراغ روش‌هایی می‌روند که گاهی نتیجه‌ای برخلاف انتظارشان دارد.

اما هر بار که یک دوستی شکل می‌گیرد، رفتار اراد باعث می‌شود رابطه ادامه پیدا نکند. او از دوستش انتظار دارد کارهایش را انجام دهد، درباره خودش و امکانات خانواده‌اش زیاد صحبت می‌کند و در برخورد با دیگران گاهی حالت طلبکارانه دارد. گروه پشه‌بند در جریان همین تجربه‌ها متوجه می‌شود که نمی‌توان برای کسی به زور دوست ساخت؛ اگر خود فرد نتواند رابطه‌ای متقابل و سالم برقرار کند، صرف پیدا کردن یک دوست مشکل را حل نمی‌کند.

حکمت نهج‌البلاغه در اینجا از یک توصیه اخلاقی فراتر می‌رود و به مسئله‌ای در زندگی روزمره شخصیت‌های داستان تبدیل می‌شود. پرهام و دوستانش ابتدا فقط به بخش اول ماجرا فکر می‌کنند؛ اینکه برای اراد دوست پیدا کنند، اما در ادامه با بخش مهم‌تر آن روبه‌رو می‌شوند: اینکه هر فرد باید توانایی حفظ دوستی و درست رفتارکردن با دوستانش را نیز داشته باشد.

به این ترتیب، «موش مرده‌ خیس» مفهوم دوستی را از یک رابطه ساده میان چند دانش‌آموز فراتر می‌برد و آن را به مهارتی قابل یادگیری تبدیل می‌کند؛ مهارتی که هم در انتخاب و پیدا کردن دوست معنا دارد و هم در رفتاری که باعث می‌شود یک رفاقت ادامه پیدا کند.

کتاب «موش مرده خیس» دومین جلد از مجموعه «گروه موسیقی پشه‌بند» نوشته زهرا شاهی در ۹۲صفحه و از سوی انتشارات مهرستان منتشر شده است.

دبیرسرویس: #میثم_عربی

منبع : مهر

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید