، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی: امروزه کاغذ، یکی از حلقههای مهم زنجیره تولید در صنعت نشر، نوشتافزار و بسیاری از صنایع فرهنگی و تجاری است. افزایش قیمت، وابستگی به واردات، نوسان بازار ارز و مشکلات تأمین مواد اولیه، طی سالهای اخیر کاغذ را به یکی از مسائل جدی فعالان این حوزه تبدیل کرده است. بخشی از ناشران و تولیدکنندگان همچنان برای تأمین کاغذ مورد نیاز خود به بازار وارداتی وابستهاند. چرا که حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد قیمت کتاب به کاغذ اختصاص دارد و از همین رو، هرگونه اختلال در تأمین آن میتواند مستقیماً بر هزینه نهایی تولید کتاب اثر بگذارد.
تولید کاغذ ایرانی با مشکلاتی از جمله تأمین مواد اولیه و چوب، شرایط اقلیمی و خشکسالی و همچنین کیفیت محصول مواجه است. کیفیت کاغذهای ایرانی با نیاز بخش زیادی از ناشران و مصرفکنندگان فاصله دارد و برای ارتقا به سرمایهگذاری جدی و برنامهریزی بلندمدت نیاز است. البته سیاستهای حمایتی دولتها توانستند در مقاطعی مشکلات تامین کاغذ را حل کنند؛ اما این اقدامات برای کوتاه مدت علاج بوده و نتوانسته مسئله را به شکل ریشهای حل کند.
مشکل کاغذ، صرفا محدود به صنعت نشر نیست و فعالان صنعت نوشتافزار و محصولات فرهنگی هم با افزایش هزینه کاغذ وارداتی و کیفیت نامطلوب کاغذ داخلی روبهرو هستند. کاغذ داخلی هم کیفیت مطلوب و مورد نیاز تولیدکنندگان را ندارد و از طرفی کاغذ وارداتی با مشکلاتی از جمله نوسان قیمت رو به رو است؛ به طوری که گاهی طی چند روز چند میلیون تومان افزایش پیدا میکند. با این حال، بخش قابل توجهی از کاغذ مورد استفاده تولیدکنندگان و ناشران، وارداتی است و سهم مهمی از این واردات از چین تامین میشود.
اما کاغذ در ایران همیشه چنین وضعیت شکنندهای نداشته. برخلاف تصور امروز که کاغذ را بیشتر بهعنوان کالایی وارداتی میشناسیم، سرزمینهای ایرانی و شهرهای واقع در حوزه تمدن ایران و اسلام، در دورههایی از مهمترین مراکز تولید کاغذ در جهان بودند. نامهایی مانند کاغذ سمرقندی، خراسانی، بغدادی و انواع کاغذهای تولیدشده در شهرهایی همچون اصفهان، یزد، تبریز و کرمان، بخشی از تاریخ طولانی این صنعت را روایت میکنند.
با وجود سابقه طولانی تولید کاغذ در ایران، کیفیت همه محصولات داخلی یکسان نبود. در دورههای مختلف، کاغذهای مرغوب خارجی نیز وارد کشور میشدند و در میان خوشنویسان و کاتبان مورد استفاده قرار میگرفتند. کاغذهای چینی، خانبالغ و خطایی از جمله کاغذهای وارداتی مرغوب بودند. از هند نیز انواعی مانند کاغذ کشمیری و احمدآبادی وارد میشد و کاغذ انگلیسی نیز در بازار ایران حضور داشت.
در سده نوزدهم، روسیه یکی از مسیرهای مهم ورود کاغذ به ایران بود و به تدریج محصولات کاغذی کشورهای اروپایی نیز سهم بیشتری از بازار ایران پیدا کردند. در این دوره، مصرف کاغذ در ایران نسبت به کشورهای اروپایی همچنان محدود بود، اما با گسترش دیوانسالاری، آموزش، چاپ و نشر، تقاضا برای کاغذ افزایش پیدا کرد.
افول تولید سنتی کاغذسازی در ایران
ورود کاغذهای ماشینی اروپایی و روسی، اگرچه در برخی موارد از نظر کیفیت با کاغذهای دستساز ایرانی قابل مقایسه نبود، اما قیمت پایینتر آنها باعث شد سهم بیشتری از بازار را در اختیار بگیرند. از طرف دیگر، نبود سیاست صنعتی پایدار برای حمایت از تولید داخلی، ضعف فناوری و دشواری دسترسی به مواد اولیه مرغوب نیز شرایط را برای کارگاههای سنتی دشوار کرد.
در دوره صفویه نیز با وجود استمرار تولید کاغذ در شهرهایی مانند اصفهان، یزد، کرمان و دیگر مراکز، کیفیت بخشی از کاغذهای داخلی در مقایسه با نمونههای وارداتی پایینتر بود و برخی خطاطان ترجیح میدادند از کاغذهای خارجی استفاده کنند. سقوط صفویه، جنگهای داخلی، ناامنی و حمله افغانها و لشکرکشیهای نادرشاه نیز ضربه دیگری به صنایع داخلی وارد کرد. در دورههای کوتاه ثبات، مانند دوران کریمخان زند، برخی مراکز تولید دوباره رونق گرفتند، اما این رونق پایدار نبود. در نهایت، بسیاری از کارگاههای سنتی کاغذسازی در شهرهایی مانند اصفهان و یزد تعطیل شدند و ایران بیش از پیش به واردات کاغذ وابسته شد.
تلاشهایی برای صنعتی کردن کاغذ
با ورود فناوریهای جدید، مسئله تولید صنعتی کاغذ در ایران نیز مطرح شد. در دوره قاجار، دولت برای کاهش وابستگی به واردات تلاشهایی برای انتقال فناوریهای جدید انجام داد. امیرکبیر، صدراعظم دوره قاجار، در چارچوب سیاستهای صنعتی خود تعدادی از شاگردان را برای فراگیری فنون صنعتی از جمله کاغذسازی به روسیه فرستاد. یکی از این افراد، آقا رحیم اصفهانی، پس از بازگشت به ایران در سال ۱۸۵۴ کارخانهای برای تولید کاغذ در تهران تأسیس کرد.
با این حال، تولید داخلی نتوانست به سرعت خود را با صنعت کاغذسازی اروپا هماهنگ کند. مشکلات تأمین مواد اولیه، ضعف فناوری، محدودیت سرمایهگذاری، سازماندهی نامناسب تولید و ورود کاغذهای ماشینی ارزانقیمت، از عواملی بودند که به تدریج صنعت سنتی کاغذسازی ایران را تحت فشار قرار دادند.
در قرن بیستم، تلاش برای ایجاد کارخانههای صنعتی کاغذسازی وارد مرحله تازهای شد. ایران برای مدت طولانی بخش عمده نیاز خود به کاغذ را از خارج تأمین میکرد، اما به تدریج کارخانههایی برای تولید کاغذ و خمیر کاغذ در کشور راهاندازی شدند. تا سال ۱۹۷۰، تقریباً تمام کاغذ مورد نیاز ایران وارداتی بود، اما پس از آن سهم تولید داخلی افزایش پیدا کرد. در دهه ۱۳۵۰ نیز کارخانههایی در نقاط مختلف کشور توسعه یافتند و ظرفیت تولید افزایش پیدا کرد.
در سال ۱۹۷۶، کارخانه کاغذسازی اهواز حدود ۱۰۵ هزار تن کاغذ تولید کرد و کارخانهای با ظرفیت سالانه ۱۵۰ هزار تن نیز در انزلی تکمیل شد. بعدها کارخانههای دیگری از جمله کارخانه کاغذ و خمیر کاغذ ساری به مجموعه تولیدکنندگان کشور اضافه شدند. در برخی واحدها نیز از مواد اولیهای مانند باگاس یا تفاله نیشکر برای تولید خمیر کاغذ استفاده شد. با وجود توسعه تولید داخلی، واردات همچنان بخشی از نیاز کشور را تأمین میکرد؛ هم در زمینه مواد اولیه مانند خمیر کاغذ و کاغذ باطله و هم در زمینه محصولات نهایی مانند کاغذ و مقوا.

آغاز وابستگی ایران به واردات کاغذ
وابستگی به واردات در دوره قاجار شدت بیشتری پیدا کرد. بخشی از کاغذ مورد نیاز ایران از روسیه و کشورهای اروپایی تأمین میشد و در کنار آن کاغذهایی از هند و چین نیز وارد بازار ایران میشدند. کاغذهای وارداتی معمولاً بر اساس محل تولید خود شناخته میشدند؛ از جمله کاغذ انگلیسی از انگلستان، کشمیری و احمدآبادی از هند و خانبالغ از چین. در نیمه نخست قرن نوزدهم، روسیه یکی از منابع مهم واردات کاغذ به ایران بود. در ادامه، با گسترش روابط تجاری با اروپا، کشورهای مختلف اروپایی نیز در تأمین کاغذ ایران نقش پیدا کردند.
فناوری ساخت کاغذ، در اختیار چین
شواهد و یافتههای باستانشناسی نشان میدهد انسان از دیرباز به دنبال موادی بوده که بتواند اندیشهها، وقایع و اطلاعات خود را بر آنها ثبت و برای دیگران منتقل کند. قبل از اختراع کاغذ، موادی مانند سنگ، لوح گلی، استخوان، پوست، چرم، پاپیروس و برگ درخت برای نوشتن و ثبت اطلاعات مورد استفاده قرار میگرفتند. چینیها اولین ملتی بودند که به شکل ساختاریافته به تولید کاغذ پرداختند. فناوری ساخت کاغذ بعدها از چین به مناطق مختلف آسیا گسترش یافت.
ورود کاغذ به جهان اسلام معمولاً با نبرد طراز در سال ۷۵۱ میلادی ارتباط دارد. بر اساس روایت مشهوری که وجود دارد؛ بعد از این نبرد، بین نیروهای مسلمان و چینی در نزدیکی سمرقند، تعدادی از کاغذسازان چینی اسیر شدند و فن کاغذسازی را به ساکنان منطقه آموختند. پس از آن، سمرقند به یکی از مراکز مهم تولید کاغذ تبدیل شد و این صنعت از آنجا به دیگر مناطق جهان اسلام راه پیدا کرد.
البته این روایت در پژوهشهای جدید محل بحث است. جاناتان بلوم، پژوهشگر تاریخ کاغذ، استدلال کرده که داستان انتقال فناوری کاغذسازی از طریق اسیران چینی را نمیتوان روایت قطعی آغاز کاغذسازی در آسیای مرکزی دانست. چرا که شواهدی از رواج این فناوری در آسیای مرکزی، از جمله سمرقند، پیش از سال ۷۵۱ میلادی نیز وجود دارد. با این حال، شواهد موجود نشان میدهد که بعد از نبرد طراز، فناوری کاغذسازی از سمرقند به سرزمینهای اسلامی گسترش بیشتری پیدا کرد.
قبل از رواج کاغذ در ایران، از مواد مختلفی برای ثبت اسناد و وقایع استفاده میشد. در دوره هخامنشیان، لوحهای گلی و بعد پاپیروس کاربرد داشتند و از فلز و سنگ هم استفاده میشد. در دوره اشکانی و ساسانی، پاپیروس و پوست از مواد اصلی برای ثبت اسناد بودند. واژه «دیفترا» که برای پوست به کار میرفت، بعدها در زبان فارسی با واژه «دفتر» پیوند یافت. همچنین برخی شواهد نشان میدهد که ایرانیان قبل از نبرد طراز با کاغذ چینی آشنا بودند. با این حال، کاغذ در آن دوره کالایی کمیاب و گرانقیمت بود و بیشتر برای اسناد مهم و کاربردهای خاص استفاده میشد.
پس از گسترش صنعت کاغذسازی در آسیای مرکزی، سمرقند به یکی از مهمترین مراکز تولید کاغذ تبدیل شد. کاغذ تولیدشده در این شهر به مناطق مختلف جهان اسلام صادر میشد و به تدریج مراکز دیگری نیز در خراسان و سایر شهرها شکل گرفتند. در متون تاریخی، شهرت کاغذ سمرقندی به اندازهای بوده که در کتاب «حدود العالم» درباره این شهر آمده است: «سمرقند کاغذ خیزد که به همه جهان برند.»

کاغذ سمرقندی از مشهورترین و مرغوبترین کاغذهای مورد استفاده در سدههای میانی دوران اسلامی بود. این کاغذ در سمرقند تولید میشد و به دلیل کیفیت مناسب، به دیگر شهرهای جهان اسلام راه مییافت. در برخی منابع، این نوع کاغذ با نامهایی مانند کاغذ چینی، هندی یا خراسانی نیز شناخته شده. سمرقند تنها مرکز تولید کاغذ در شرق سرزمینهای اسلامی نبود. خراسان نیز به یکی از مناطق مهم تولید کاغذ تبدیل شد و انواع گوناگونی از کاغذ در این منطقه تولید میشد. برخی از این کاغذها بر اساس نام تولیدکننده، حاکم یا محل تولید نامگذاری شده بودند.
از جمله این انواع میتوان به کاغذ خراسانی، جیهانی، جعفری، مأمونی، منصوری، سلیمانی، طاهری، طلحی، نوحی و فرعونی اشاره کرد. کاغذ خراسانی عمدتاً از الیاف پارچه و کتان تهیه میشد. «کاغذ فرعونی» نیز از انواع کاغذهای تولیدشده در خراسان بود که تا چند قرن مورد استفاده قرار گرفت و در دورههایی با پاپیروس مصر رقابت میکرد. در کنار اینها، کاغذهای دیگری نیز در مناطق مختلف تولید میشدند. کاغذ جیهانی به شهر جیهان در خراسان، کاغذ جعفری به جعفر بن یحیی برمکی، کاغذ مأمونی به دوره مأمون و کاغذ منصوری به منصور کاغذی، کاغذساز سمرقندی، منسوب بود.
شهرهایی در ایران که پیشتاز تولید کاغذ بودند
با گسترش صنعت کاغذسازی، تولید این محصول از سمرقند و خراسان فراتر رفت. در شهرهایی مانند آمل، تبریز، اصفهان، کرمان و یزد نیز کارگاههای کاغذسازی فعالیت داشتند. در حدود سال ۱۰۰۰ هجری، شهری در میان مراغه و زنجان به نام خونج به دلیل کیفیت کاغذ تولیدی خود به «کاغذکنان» شهرت یافت؛ نامی که خود نشاندهنده اهمیت صنعت کاغذسازی در آن منطقه بود.
در دورههای بعد، شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد، کاشان و یزد نیز از مراکز تولید کاغذ بودند. در سدههای شانزدهم و هفدهم میلادی، تولید کاغذ در شهرهایی مانند اصفهان، یزد و کرمان ادامه داشت و در سده هجدهم نیز احتمالاً رشت از مراکز تولید کاغذ بوده است. در سده نوزدهم، تهران، اصفهان، کرمان و مشهد نیز از مراکز تولید کاغذ به شمار میرفتند.
کاغذهای تولیدشده در ایران و جهان اسلام تنها یک نوع محصول نبودند و بر اساس کیفیت، محل تولید و نوع مصرف تفاوت داشتند. کاغذ سمرقندی یکی از انواع مشهور و مرغوب بود که در سمرقند تولید میشد و شهرت زیادی داشت. کاغذ بغدادی نیز در دوره عباسیان شهرت پیدا کرد و برای کتابت و مکاتبات استفاده میشد.
کاغذ سلطانی یا دولتی، کاغذی ضخیم و مرغوب بود که برای فرمانها و اسناد رسمی کاربرد داشت. کاغذ ابری نیز نوعی کاغذ تزئینی بود که با روش ابر و باد رنگآمیزی میشد و در کتابآرایی، حاشیه نسخههای خطی و هنرهای وابسته به کتاب کاربرد داشت. کاغذ خانبالغ یا خانبالیغ نیز از کاغذهای وارداتی چین بود. «خانبالغ» نامی بود که برای پکن به کار میرفت و این نوع کاغذ در میان کاتبان و هنرمندان ایرانی از اعتبار خاصی برخوردار بود.
کاغذ ایرانی فقط برای مصرف داخلی تولید نمیشد. شهرت کاغذهای سمرقندی و خراسانی باعث شد این محصولات به دیگر شهرهای جهان اسلام و مناطق مختلف آسیا صادر شوند. در واقع، در دورههایی ایران و مناطق شرقی جهان اسلام نهتنها مصرفکننده کاغذ بودند، بلکه خود از مراکز مهم تولید و صادرات آن محسوب میشدند. همین سابقه تاریخی نشان میدهد که وابستگی امروز ایران به واردات کاغذ، نتیجه یک روند تاریخی طولانی و تغییرات اقتصادی و فناورانه در این صنعت است.
کاغذی که از پارچه و الیاف ساخته میشد
کاغذسازان در ایران با نامهایی مانند «کاغذساز»، «کاغذگر» و «کاغذی» شناخته میشدند و در مکانهایی مانند کاغذخانه، کاغذگرخانه یا کارگاه کاغذسازی فعالیت میکردند. مواد اولیه تولید کاغذ در ایران عمدتاً شامل پارچههای کهنه، الیاف فرسوده و مواد مشابه بود. این مواد ابتدا برای مدتی در آب خیسانده میشدند تا الیاف آنها از یکدیگر جدا شود.
پس از خیساندن، مواد اولیه در آسیابهای مخصوص کوبیده میشدند تا به خمیر تبدیل شوند. این مرحله ممکن بود با استفاده از آسیابهای آبی انجام شود و نشان میدهد که تولید کاغذ سنتی تا اندازه زیادی با منابع آب و زیرساختهای آبی ارتباط داشت. خمیر حاصل سپس برای مدتی در معرض تخمیر قرار میگرفت و پس از شستوشو، در حوضچههای بزرگ آب ریخته میشد. کارگر با همزدن مداوم خمیر، آن را برای مرحله قالبگیری آماده میکرد.
در مرحله بعد، قالبی چهارگوش با توری مخصوص درون خمیر فرو برده میشد و با حرکت دادن آن، لایهای یکنواخت از خمیر روی سطح قالب قرار میگرفت. ورقه حاصل، برای خشکشدن آماده میشد. در بسیاری از کارگاههای سنتی ایران، برخلاف برخی روشهای تولید کاغذ در اروپا، مرحله پرسکردن به شکل گسترده انجام نمیشد و ورقههای کاغذ در معرض نور خورشید خشک میشدند. این روش موجب میشد کاغذ نهایی بافتی نسبتاً سست و اسفنجی داشته باشد.
پس از خشکشدن، کاغذ برای مصرف نوشتاری نیازمند عملیات تکمیلی بود. ورقهها با مادهای نشاستهای به نام «آهار» پوشانده میشدند تا جوهر روی سطح کاغذ پخش نشود. سپس سطح کاغذ با سنگ، صدف یا ابزار مخصوص صیقل داده میشد. این مرحله را «مهرهکشی» مینامیدند. محصول نهایی، کاغذ آهارمهره یا صیقلخورده بود که سطحی صاف و مناسب برای خوشنویسی و کتابت داشت. تفاوت مهم میان کاغذسازی چینی و ایرانی در مواد اولیه است. در چین، از الیاف گیاهی تازه مانند بامبو و پوست درخت توت استفاده میشد؛ در حالی که کاغذسازان ایرانی بیشتر به استفاده از پارچههای فرسوده و الیاف بازیافتی متکی بودند. این روش از یک طرف مواد اولیه ارزانتری در اختیار تولیدکننده قرار میداد و از طرف دیگر میتوانست بر کیفیت نهایی کاغذ اثر بگذارد.

کاغذ در فرهنگ و زندگی ایرانیان
کاغذ بهتدریج از یک ابزار صرفاً نوشتاری فراتر رفت و در بخشهای مختلف زندگی اجتماعی و فرهنگی مورد استفاده قرار گرفت. قرآن و متون ادبی، فرمانهای حکومتی، قبالهها و اسناد شرعی، نامهها، طلسمها و تعویذها، همگی از جمله موارد استفاده از کاغذ بودند.
کاغذ در بستهبندی کالا، ساخت بادبزن و حتی برخی کاربردهای معماری نیز مورد استفاده قرار میگرفت. کیفیت کاغذ همچنین ارتباط مستقیمی با هنرهای ایرانی داشت. خوشنویسان برای اجرای آثار خود به کیفیت، بافت و میزان صافی کاغذ توجه زیادی داشتند. کاغذ آهارمهرهشده و کاغذهای مرغوب وارداتی در میان خوشنویسان جایگاه ویژهای داشتند. هنرهایی مانند ابر و باد و قطاعی نیز نشان میدهند که کاغذ در ایران به تدریج از یک وسیله نوشتن به یک رسانه هنری تبدیل شد.
حالا پس از قرنها، مسئله کاغذ در ایران بار دیگر به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده است؛ با این تفاوت که این بار مسئله نه کمبود فناوری شناخت کاغذ، بلکه مجموعهای از عوامل اقتصادی، صنعتی، ارزی و مدیریتی است. از یک طرف، تولیدکنندگان داخلی با مشکلات تأمین مواد اولیه، کیفیت و سرمایهگذاری مواجه هستند و از طرف دیگر، واردات به نرخ ارز و سیاستهای تجاری وابسته است. در چنین شرایطی، هر نوسان در بازار ارز میتواند مستقیماً به بازار کاغذ منتقل شود.
در حال حاضر، اختلاف بر سر کیفیت کاغذ داخلی و خارجی همچنان ادامه دارد. بخشی از فعالان صنعت معتقدند در صورت تولید کاغذ ایرانی با کیفیت، دلیلی برای استفاده از محصول خارجی ندارند؛ اما تا زمانی که تولید داخلی نتواند از نظر کیفیت، ثبات عرضه و قیمت پاسخگوی نیاز بازار باشد، وابستگی به واردات ادامه خواهد داشت. سرزمینی که روزگاری از مراکز مهم تولید کاغذ جهان بود و کاغذ سمرقندی و خراسانی آن شهرتی فراتر از مرزها داشت، بعدها تحت تأثیر تغییرات فناوری و اقتصادی به واردکننده کاغذ تبدیل شد و در دوره معاصر نیز تلاش کرده دوباره ظرفیت تولید داخلی را احیا کند.
دبیرسرویس: #میثم_عربی
قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.













دیدگاه